مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٦
حق و دين تو را به جايگاه خويش بازگردانيم، و در سرزمينهاى تو اصلاح را ظاهر كنيم، تا بندگان ستمديده در امنيت زندگى كنند و قوانين و مقررات فراموش شده تو بارديگر به اجرا درآيد».
مولاى متقيان على (ع) امنيت را در وجوه مختلف آن در نظر داشته و وظيفه حاكمان را نيز برقرارى امنيت در عرصههاى مختلف مىدانست.
در خطبه ٢١٦ نهجالبلاغه آن حضرت (ع) مىفرمايند: «پس، از گفتن حق يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا من خود را به عنوان يك انسان برتر از آن نمىدانم كه اشتباه نكنم و نه در كار خويش از خطا ايمنم، مگر كه خدا مرا در نفس كفايت كند، كه از من بر آن تواناتر است».
امير المؤمنان (ع) در پى آن بود كه امنيتى فراگير در جهت رشد و تعالى مردمان را فراهم آورد و عبارت فوق حاكى از اين است كه، هرگونه حكومت استبدادى را محكوم كرده و با اينكه خود، داراى مقام عصمت و علم لدنى است به مشورت و بى پروايى در گفتن و اجراى عدالت و نيز به شفافيت موضع گيرى امر كرده و از هر گونه محافظهكارى، رياكارى و احساس ترس از گفتن حقيقت و عدل باز مىدارد.
٣- حكومت و رفاه
از وظايف مهم حكومت فراهم كردن رفاه، آسايش و تأمين معيشت براى همگان است كه بدان مسير، تعالى انسان هموار مىگردد.
مولاى متقيان (ع) به رفاه عمومى توجهى ويژه داشته و عمران و آبادى سرزمينها و تأمين شرافتمندانه و كرامت مدارانه مردمان را از اهداف خويش مىشمارد: «...
فظهر الاصلاح فى بلادك» (نهجالبلاغه، كلام ١٣١)؛ «... مقصد ما آن است كه اصلاح را در شهرهاى تو (اى خدا) آشكار نماييم».
با ساماندهى صحيح در شهرها، آباد كردن آنها، افزايش درآمدها و دادن سهمها و بهرهها به حق و توزيع عادلانه درآمدهاست كه بستر رفاه همگانى فراهم مىآيد.
در عهدنامه مالكاشتر، آن حضرت توجه خاصى به امور رفاهى مردم مىكند.
«و در كار خراج چنان بنگر كه اصلاح خراجدهندگان در آن است ...». (همان، نامه ٥٣).