مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٢
فرمودهاند از جمله اينكه: «همانا حاكم- فرماندار- امانت دار خداوند در روى زمين و برپا دارنده عدالت در جامعه و عامل جلوگيرى از فساد و گناه در ميان مردم است». (خوانسارى، ١٣٦٠، ج ٢، ص ٦٠٤)
نتيجه سخن اينكه حكومت در نگاه امام (ع) چيزى نيست جز ميدان مسابقه براى خدمت به مردم و آزمودن انسان: حكمرانى ميدانگاه مسابقه و آزمون انسان است. (نهجالبلاغه، حكمت ٤٤١)
بنابراين كسى در اين ميدان مسابقه سرافراز بيرون خواهد آمد كه مردممحورى، كارگزارى و خدمتگزارى را سرلوحه كارهايش قرار دهد.
از جمله مباحثى كه در حكومتها همواره مطرح بوده چرايى حكومت مىباشد، آيا نيازى به حكومت وجود دارد؟ آيا ضرورتى براى شكلگيرى حكومت در جامعه انسانى مشاهده مىشود؟ آيا انسانها بدون حكومت، امكان زندگى دارند؟ آيا وجود قانون و مجرى آن يك نياز جدى براى انسان به شمار مىآيد؟
سؤالات فوق از سؤالات جدى است كه بايد پاسخ گفته شود.
از مميزات انسان با ديگر موجودات، اجتماعى و مدنىالطبع بودن وى است و از روزگاران قديم، انسان در اجتماعات گوناگون به سر مىبرده است. بقاء، تداوم و حفظ مصالح انسان در اجتماع، وجود يك نهاد نظم آفرين و قوانينى را لازم الوجودانگارد و نبود آن آسيبها و خطراتى را براى افراد در پى دارد.
در نگاه امام على (ع)، حكومت براى امنيت، نظم آفرينى، پاسدارى از حقوق مردم و جلوگيرى از تعدى و تجاوز به حقوق آنان مىباشد و حكومت غير از اين امور معنى پيدا نمىكند، حكومت ابزار و وسيلهاى براى تأمين نيازهاى متنوع انسان در چارچوب قوانين مىباشد. امام على (ع) در پاسخ به خوارج كه معتقد بودند كه بشر حق حكومت ندارد و حكومت را منحصراً براى خداوند مىدانستند، مىفرمايد:
«كلمه حق يراد بها باطل انهم انه لا حكم الا للَّه، و لكن هولاء يقولون: لا امره الا للَّهو انه لابد للناس من امير، بر اوفاجريعمل فى امرته المومن، و يستمع فيها الكافر و يبلغ اللَّه فيها الاجل: و يجمع به الفى ء، و يقاتل به العدو، و تامن به السبل، و يوخذ به للضعيف من القوى، حتى يستريح بر، و يسراح من فاجر» (همان، خطبه ٤٠)