مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧٥
كرده است كه شرعاً جايز نبوده است پس چنين امرى نه تنها فاقد اشكال شرعى بوده است، بلكه به تعبير خود امام (ع) چه بسا چنين انتخابى براى بعضى از مردم بهتر مىبوده و به نظر مىرسد كه قبول حكومت و خلافت چنين مردمى براى امام آسانتر از تحمل شرايط اجتماعى زمان ابوبكر و عمر و عثمان نبوده است؛ زيرا امام مىبايست احكام اسلام اصيل را بر كسانى كه به حسب ظاهر مسلمان هستند ولى عملا از عدالت اسلامى گريزان بوده به اجرا در آورد احكامى كه وقتى قابليت اجرايى پيدا مىكند مردم به مقام معنوى و روش امام على (ع) اعتقاد داشته باشند و با جان و دل از او تبعيت كنند نه اينكه همچون شتر جوان كوهان شكستهاى باشند كه به انحاء مختلف مىخواهند از زير بار اطاعت شانه خالى كنند.
آخرين نكته اينكه؛ امام نظرات همين مردمى را كه از ايمان كامل برخوردار نبودند و در تصميمگيريهاى خود دچار اشتباهات عمدهاى نيز شدند محترم شمرد و كسى را به بيعت مجبور نكرد. افرادى را كه بيعت كرده بودند وادار به شركت در جنگ و اشخاص را كه به ناحق بيعت خود را نقض كرده بودند، مجازات نمىكرد، بلكه تلاش مىكرد همچون پدر رئوف و مهربانى كه با فرزند ناخلف و غير منطقى روبهروست با دليل و منطق و رأفت برخورد كرده و تا جايى كه امكان داشته باشد او را به راه راست هدايت كند و آخر كلام اينكه:
على (ع) هيچ رغبتى براى كسب قدرت و خلافت بر مردم آن زمان نداشت و عمدهترين پذيرش خلافت تقاضا و پافشارى شديد مردم بود و على (ع) همانقدر صادقانه جمله «دعونى والتمسوا غيرى» را بر زبان آورد كه جمله «فزت و رب الكعبه» را به زبان جارى ساخت.