مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧٠
مردم بر ريختن خون او جرات يافتند. در زمينه اين حوادث و تحولات، نياز بود كه روحيه مردم را تقويت و آنها را بر قواعد حق و دستورات الهى تشويق كند تا رغبت و ميل آنها را بر خلافت خويش بيش از بيش فزونى بخشد. با توجه به وضع موجود و عاقبتنگرى لازم فرمود: دعونى والتمسوا غيرى.
ابن ميثم در ادامه مىگويد: «علت نپذيرفتن خلافت، حوادث ناگوار آينده و پيمان شكنى بعضى از عناصر نامطلوب بود كه در آغاز خلافت اصرار فراوانى بر قبول حكومت امام (ع) داشتند ... اظهار اطاعت امام (ع) از خليفهاى كه آنها انتخاب مىكردند به اين دليل بود كه امام (ع) وجوب اطاعت از پيشوا را از ديگران بهتر مىدانست ... اگر به فرض آنها اميرى براى خود انتخاب مىكردند و آن امير بر خلاف فرمان خدا عمل مىكرد امام (ع) در برابر چنين امرى فرمانبردارتر از آنها نبود كه بماند مخالفت هم مىكرد». (ابن ميثم، ١٣٧٥، جلد ٢، ص ٨٠٧، خطبه ٨٩)
نويسنده منهاج البراعه فى شرح نهجالبلاغه در شرح اين خطبه مىگويد:
«علت اينكه على (ع) با مردم اينگونه صحبت كرد به اين دليل بود كه مىخواست حجت را بر آنها تمام كند و به آنها بگويد كه اگر او به حكومت بپردازد مطابق ميل آنها رفتار نكرده و بين مردم تبعيض قائل نخواهد شد به همين دليل فرمود: (دعونى و التمسوا غيرى) و اگر مرا رها كنيد من مانند يكى از شماها خواهم بود كه آن هم به نفع شما است و هم براى حاكم راحتتر است».
و مقصود امام از اينكه مىفرمايد: مردم او را رها كنند وبا شخص ديگرى بروند اين است كه امام مىدانست مردم از او اطاعت نخواهند كرد و با كناره گرفتن مردم از دور امام يكى از شرايط تحقق خلافت كه وجود يار و ياور است فراهم نمىگشت و تكليف از امام ساقط مىگرديد؛ زيرا امام در خطبه شقشقيه مىفرمايد: اگر حضور حاضرين و ياوران نمىبود و بر من حجت تمام نمىشد طناب خلافت را بر گردن شتر خلافت مىانداختم. البته غرض امام (ع) اين نبود كه مانع از بيعت واجبى شود، بلكه مىخواست بر آنها حجت را تمام كند و امام (ع) چون مىدانست كه بعد از بيعت بعضى ادعا خواهند كرد كه به اكراه، آنها بيعت كردهاند خواست اين ادعاهاى بعدى را از بين ببرد كه البته طلحه و زبير بعد از اينكه بيعت خود را شكستند چنين ادعايى