مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٩
ابن ابى الحديد مىگويد: «اگر امامت على (ع) از سوى پيامبر اسلام به صراحت مشخص شده بود جايز نبود كه على (ع) بگويد (مرا رها كنيد و به دنبال كسى غير از من برويد» و ديگر اينكه «چه بسا من شنواترين و مطيعترين كسى باشم كه شما او را به فرمانروايى خود منصوب مىكنيد» و نمىفرمود كه «من براى شما وزير و يارى كننده باشم بهتر از اين است كه براى شما فرمانده و حاكم باشم» ابن ابى الحديد در ادامه ذكر مىكند كه البته عده ديگرى معتقدند كه اين جمله از باب استهزا به مردم گفته شده و به اين معنى كه شماها فكر مىكنيد كه اگر من براى شما وزير باشم بهتر از اين است كه فرمانرواى شما باشم و اين جمله بيان احساس درونى مخاطبين امام بوده است و اين قبيل جملات نيز در قرآن وجود دارد كه خداوند مىفرمايد: «يعنى اى انسان اكنون عذاب الهى را بچش تو همان كسى هستى كه فكر كردى با عزت و گرامى هستى». (ابن ابىالحديد، ١٣٨٥، ج ٧، ص ٢٤، خطبه ٩١)
مرحوم فريد خراسانى مىگويد: كه «امام وبرى در اين خصوص گفته است كه چه بسا على (ع) از روى تواضع از امامت امت استعفا داده باشد و بعضى ديگر معتقدند وقتى كه على (ع) نشانههاى مخالفت و طغيان بعضى از مردم را ديد براى خود جايز ديد كه امامت و فرمانروايى مردم را به شخص ديگرى حواله كند و به دليل اينكه چنين شرايطى وجود داشته است عذر امام را نپذيرفتن امامت منطقى و معقول است و البته عده ديگرى نيز آن را از باب تهديد دانستهاند كه اگر مىتوانيد برويد خليفه ديگرى غير از من انتخاب كنيد». (فريد خراسانى، ١٤٠٩، ج ١، ص ١٩١)
مرحوم ابن ميثم بحرانى در تفسير اين فرمايش امام مىگويد: «از محتواى سخن امام (ع) در اين خطبه چنين استفاده مىشود كه براى ايجاد علاقه در هر امر مطلوبى لازم است كه و معنى به وجود آيد تا قدرش به خوبى دانسته شود. فلسفه و حكمت اين امر اين است كه اگر كسى چيزى را به اصرار بخواهد و از آن بازداشته شود در به دست آوردن آن حرض مىورزد ...».
امام على (ع) با عدم پذيرش خلافت در آغاز رغبت و ميل آنها را شديداً برانگيخت تا در قبول خلافت اصرار بورزند؛ زيرا انتقال خلافت به امام (ع) بعد از دگرگونيهايى بود كه در دستورات دينى پديد آمده بود و قتل عثمان اتفاق افتاده و