مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٧
ستمگر را بياورند و او را نه يارى بود نه كسى كه از سوى او پوزش خواهد، پس او را در دوزخ افكنند و در آن چنان شود كه سنگ آسيا گردد، سپس او را در ته دوزخ استوار ببندند. من تو را به خدا سوگند مىدهم تا امام كشته شده اين ملت مباشى، چه گفته مىشد كه در اين امت امامى كشته شود و با كشته شدن او در كشت و كشتار تا روز رستاخير باز شود و كارهاى امت بدو مشتبه ماند و فتنه ميان آنان بپراكند ... براى مروان همچون چاروايى به غارت گرفته مباش كه تو را به هر جا خواست براند آن هم پس از ساليانى كه بر تو رفته و عمرى كه از تو گذشته. (نهجالبلاغه، خطبه ١٦٣)
و زمانى كه عثمان در محاصره بود وى عبداللَّه بن عباس را به سوى امام فرستاد و از او خواست كه مدينه را به سوى ينبع ترك كند تا فريادهاى مردم در حمايت از خلافت على (ع) كاهش يابد و چه بسا اوضاع آرامتر شود. اگر چه قبلًا عثمان چنين تقاضايى را از امام كرده بود و امام نيز پاسخ مثبت داده بود، در اين لحظه امام فرمود:
يا ابن عباس ما يرد عثمان الا ان يجعلنى جمله ناضحا بالقرب اقبل و ادبر بعث الى ان اخرج ثم بعث الى ان اقدم ثم هو الان بعث الى ان اخرج و اللَّه لقد دفعت عنه حتى خشيت ان اكون اثما. (همان، خطبه ٢٣٥)
امام على (ع) علىرغم نارضايتى شديد از اوضاع جامعه در زمان خلفاى سه گانه نه تنها دست به مبارزه و مخالفت نزد، بلكه همانگونه كه اشاره شد به حمايت از حكومت آنان و به عبارت ديگر به حمايت از دين اسلام و وحدت جامعه پرداخت و التزام حضرت به حفظ وحدت تا آنجا بودكه از هر موافق حكومت بيشتر تلاش مىكرد و كمتر اعتراض مىنمود و فرمود: كنت اخفضهم صوتا و اعلاهم فوتا. (همان، خطبه ٣٧)
صداى من در نظام ابوبكر و عمر و عثمان از همه پايينتر بود و كمترين اعتراض را داشتم و در حالى كه بزرگترين حق از من فوت شده بود و بيشترين صدمه را در اين نظام من خورده بودم.
از مجموع روايات و مطالب فوق به اين نتيجه مىرسيم كه، خليفه و حاكم مىبايست بهترين فرد جامعه باشد، ولى اگر مردم مفضول را بر فاضل مقدم داشتند اين انتخاب ولو اينكه بهترين انتخاب نيست د رعين حال فاقد مشروعيت نيز