مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٦
واقدى از ابن عباس نقل مىكند كه گفت روزى شاهد عتاب و سرزنش عثمان به على (ع) بودم، از جمله سخنانى كه عثمان در آن روز به على (ع) گفت اين بود و تو را بخدا ابوالحسن مبادا درى براى تفرقه و پراكندگى بگشايى؛ على (ع) به او پاسخ داد:
پناه مىبرم به خدا از اينكه بخواهم درى براى تفرقه باز كنم و راه آن را هموار گردانم، بلكه من تو را از آنچه كه خدا و رسولش بازداشتهاند باز مىدارم. چرا خيره سران بنى اميه را از ناموس و جان و مال مردم باز نمىدارى؟
به خدا سوگند اگر يكى از كارگزاران تو در جايى كه خورشيد غروب مىكند ستم روا دارد گناه او ميان تو و او مشترك است. (مدرسى، ١٣٨١، ص ٣٠)
هنگامى كه اقدامات دستگاه خلافت باعث شورش مردم گرديد، اما نه تنها به تضعيف عثمان نپرداخت، بلكه تلاش كرد كه حرمت دستگاه خلافت حفظ شود و در عين حال دست از اشتباه خود بردارد.
امام نزد عثمان آمد و فرمود: مردم پشت سر منند و مرا ميان تو و خودشان ميانجى كردهاند. به خدا، نمىدانم به تو چه بگويم؟ چيزى نمىدانم كه تو آن را ندانى، تو را به چيزى راه نمىنمايم كه آن را نشناسى تو مىدانى آنچه ما مىدانيم، ما بر تو در چيزى سبقت نجستهايم تا تو را از آن آگاه كنيم، جدا از تو چيزى نشنيدهايم تا خبر آن را به تو برسانيم، ديدى چنان كه ما ديديم، شنيدى چنان كه ما شنيديم، با رسول خدا (ص) بودى چنان كه ما بوديم، پسر ابوقحافه و پسر خطاب در كار حق از تو سزاوارتر نبودند، تو از آنان به رسول خدا نزديكترى، كه خويشاوند پيامبرى، داماد او شدى و آنان نشدند، خدا را، خدا را؛ خويشتن را بپاى، به خدا تو كور نيستى تا بينايت كنند، نادان نيستى كه تو را تعليم دهند.
راهها هويداست و نشانههاى دين بر پاست، بدان كه فاضلترين بندگان خدا نزد او امامى است دادگر، هدايت شده و راهبر كه سنتى را كه شناخته است برپا دارد و بدعتى را كه ناشناخته است بميراند. سنتها روشن است و نشانههايش هويداست و بدعتها آشكار است و نشانههايش برپاست و بدترين مردم نزد خدا امامى است ستمگر، خود گمراه و موجب گمراهى كسى ديگر، كه سنت پذيرفته بميراند و بدعت واگذارده را زنده گرداند و من از رسول خدا (ص) شنيدم كه گفت: روز رستاخير امام