مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٥
دلهاى مردم شام را از تو برگردانيده و نسبت به تو خشمناك ساخته است و آنان جز از او نظرخواهى نمىكنند و جز داورى او را نمىپذيرند. (الطبرى، ١٤٠٧، جلد ٢، ص ٦١٥)
عثمان، ابوذر را كه در دوران پيرى قرار داشت، به مدينه فراخواند و بعد از محاكمه دستور داد او را به ربذه تبعيد كنند و به هيچكس اجازه نداد به ديدارش برود و با او خداحافظى كند، فقط علىبن ابيطالب (ع)، فرزندانش حسن و حسين (ع) دو برادرش و برخى از افراد بنىهاشم و نيز عمار ياسر آن حضرت را همراهى مىكردند.
مروان خواست فرمان ممنوعيت ديدار با ابوذر را به مورد اجرا بگذارد از اين رو به امام حسن (ع) كه در كنار ابوذر قرار داشت گفت: اى حسن، مگر نمىدانى كه امير المؤمنين از سخن گفتن با اين مرد نهى كرده؟ اگر آن را نمىدانى پس آگاه باش. بناگاه على (ع) با تازيانه بر سر مركب او زد و فرمود دور شو خداوند تو را در آتش بيفكند.
امام على (ع) در تأييد ابوذر به او فرمود: «اى ابوذر تو به خاطر خداوند خشمگين شدى؛ بنابراين از كسى اميد داشته باش كه به خاطر او خشمناك شدى اين گروه به خاطر دنيايشان از تو مىهراسند به ايشان وابگذار و به سوى چيزى برو كه تو به خاطر ان از ايشان مىهراسى چه آنان چقدر به آنچه تو ايشان را از آن منع كردى نيازمندند و تو چقدر از آنچه آنان تو را از آن منع كردند بىنيازى ... اگر تمامى آسمانها و زمين به روى بندهاى بسته باشد و او تقواى الهى را در پيش گيرد خداوند راه خلاصى و بيرون رفتن از اين دو را برايش بگشايد». (نهجالبلاغه، خطبه ١٣٠)
امام در اينجا حقانيت ابوذر را كاملًا تأييد مىكند كه به خاطر حفظ احكام الهى مبغوض دستگاه خلافت قرار گرفته است ولى در عين حال امام در مقابل حكومت جبههگيرى ننمود و مانع از تبعيد ابوذر به ربذه نشد. شايد اين پرسش مطرح شود كه اگر امام مىتوانست در مقابل عثمان جبههگيرى كند به مخالفت علنى با عثمان بر مىخواست و چون قادر به جبههگيرى نبود چنين موضعى را اتخاذ كرد در جواب بايد گفت: اين مطلب نمىتواند صحيح باشد؛ زيرا امام هيچ گاه اقدامات غير منطقى عثمان را توجيه نمىكرد، بلكه از مشفقين و خير خواهان وى بود و بارها او را نصيحت مىكرد تا عثمان در صراط مستقيم قدم بر دارد و مانع از ظلم بر مردم شود به حدى كه گاهى عثمان از اين نصيحتها دلخور مىشد.