مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٦
عنوان مسئولان و كارگزاران، مكلّفيم درباره شما به كتاب خدا و سنّت پيامبر (ص) عمل كنيم و نيكخواه شما باشيم. جالب است كه حضرت، مردم را هم در جريان توصيههاى خود به قيس قرار مىدهد و مىنويسد: «... بدو دستور دادهام با نيكوكارتان نيكى كند و ... با عامه و خاصّه شما مدارا كند. وى از جمله كسانى است كه رفتارش را مىپسندم و به صلاح و نيكخواهى او اميدوارم» (طبرى، ج ٦، صص ٣- ٢٤٨٢). هنگام انتصاب محمدبن ابوبكر به فرماندارى مصر نيز توصيههايى مبنى بر مدارا و رعايت حال مردم دارد كه جالب توجه است. (ر. ك. به: نهجالبلاغه، نامه ٢٧، ص ٢٨٩ و نامه ٤٦، ص ٣٢٠ و نيز: طبرى، ج ٦، ص ٢٤٩٢)
در نامه ٥٠ نهجالبلاغه كه خطاب به فرماندهان و اميران سپاه صادر شده است، حضرت توصيه مىكند كه والى و حاكم در صورت كسب موقعيت و قدرت، نه تنها نبايد عوض شود و در رفتارش با مردم تغيير دهد، بلكه بايد هر چه بيشتر به مردم نزديك شود و با آنان با مهربانى و رأفت برخورد كند. حتّى در سلسله مراتب حقوق و تكاليف، حقوق و وظايف خود و اميران سپاه را هم متذكر مىشود و اطاعت فرماندهان را منوط به ايفاى تعهدات و وظايف خود نسبت به آنها مىكند. (نهجالبلاغه، ص ٣٢٣)
شهيد مطهرى غالب نامههاى حضرت را معادل بخشنامههاى فعلى مىداند كه لازمالاجراست و در اين بخشنامهها و دستورالعملهاى كلى، حساسيت عجيبى نسبت به عدالت و مهربانى با مردم و محترم شمردن حقوق و شخصيت مردم مشاهده مىشود. (مطهرى، بىتا، ص ١٣٤)
نامه ٢٥ نهجالبلاغه كه خطاب به مأموران جمعآورى زكات و ماليات صادر شده، موارد زيادى در مورد نحوه رفتار و برخورد مأموران دولتى با مردم دارد كه سيّد رضى آنها را سندى تاريخى بر اين ادعا مىداند كه حضرت امير چگونه «ستون حق» را برپا داشت و «نشانههاى عدالت» را در امور ريز و درشت به جاى نهاد.
(نهجالبلاغه، ص ٢٨٦)
حضرت، مأموران جمعآورى ماليات را به تقوى و ترس از خدا در حين انجام وظيفه توصيه مىكند و از آنها مىخواهد كه مسلمانان را ارعاب نكنند، با رضايت و