مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣
به طور كلى مىتوان گفت تفاوتهايى كه در دموكراسى غرب با مردمسالارى دينى وجود دارد عبارتند از:
١- نظامهاى دموكراسى غرب انسانمحور بوده در حالى كه نظام اسلامى مردمسالار خدامحور است. بدينگونه كه در دموكراسيهاى غرب هدف حكومت اين است كه انسان از طريق وضع و اجراى قوانين تجربى- عقلى متغير بشرى به حداكثر امنيت، رفاه و آسايش مادى و دنيوى دست يابد٥٨٩١ :٠٠١ /-٠٥١) (see :Schumpter ,. در حالى كه در نظام خدامحور مردمسالار هدف حكومت رساندن انسان از طريق قوانين منبعث از وحى به كمال و قرب الهى است.
پيامبر (ص) و حضرت على (ع) رفاه و آسايش دنيوى را هدف فرعى حكومت و كمال و قرب الهى را هدف اصلى حكومت خواندهاند.
٢- در نظامهاى دمكراتيك غرب هدف و غايت معنا ندارد، در حالى كه در نظام مردمسالار دينى غايت و هدف نهايى كمال انسان است. در نظامهاى غرب دولت بايد حداكثر تلاش خود را بنمايد تا رفاه و آسايش حداكثرى شكل گيرد منتقدين زيادى امروز مانند اينتاير امريكايى و مايكل آكشات انگليسى به اين نكته اشاره كردهاند كه غرب از يك هدف غايى و نهايى حكومتى در عصر مدرنيته و پس از آن دور افتاده و جوامع غربى با نوعى انحطاط و ضداخلاقى شدن حركت كردهاند.(Oakeshott ,٥٧٩١ :٠٠٢ /-٥٠٢)
٣- نظامهاى دمكراتيك غرب محدود به قوانينانسانى نشئتگرفته از عقلوتجربه و عرف بشرى است كه مىتواند دائماً تغيير كند، ملاك اصالت فايده و لذت در اين قوانين است؛ در حالىكه نظام مردمسالار دينى محدود به موازين دينى و وحى است كه اصول آن ثابت و فروع آن مبتنى بر عقل براساس اجتهاد در زمان و مكان متحول است (در واقع قبول سكولاريسم و لائيسيته يا رد آن). ادعاى نظام دينى است كه چون خالق صلاح و فساد مخلوق (انسان) را به طور ابدى و ازلى در تمام زمانها و مكانها مىدانسته اصول دينى را طرح كرده كه كمال و سعادت دنيوى و اخروى انسان را تأمين مىكند، در حالى كه قوانين نشئتگرفته از عقل و تجربه محدود بشرى در غرب نمىتواند چنين ادعايى داشته باشد. (مصباحيزدى، ١٣٧٩، صص ٩٩- ٧١)