مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٣
است دقيقاً آنچه به او وحى شده است، همان را بدون كم و زياد به مردم ابلاغ كند (ر. ك. به: مائده، ٦٧ و حشر، ٧) و آنها نيز به طور طبيعى بعد از پذيرش اين پيامها زندگى عمومى خود را مبتنى بر اين دستورها تنظيم نمايند. مثلًا در موارد قوانين ثابت شرعى مانند حكم قصاص، بريدن دست دزد، شلاق براى برخى از جرمها، ديه و مواردى از اين قبيل، پيامبر (ع) نمىتواند به مشورت بنشيند و به جاى اجراى اين احكام مثلًا مجرمى را عفو كند. به تعبير عالمان دينى مشورت و تصميمگيرى سليقهاى در اين موارد، «اجتهاد در مقابل نص» است. مشورت، مشاركت، دموكراسى، مردمسالارى، آزادى سياسى و مفاهيمى از اين دست در چارچوب ادبيات دينى، مربوط به توزيع ارزشهاى اجتماعى (مادى و معنوى) و نيز تدوين حقوق و تكاليف در حوزه «ماله نصّ فيه» است.
مردمسالارى (پاسخ از يك پرسش)
در قرآن كريم آياتى وجود دارد كه در بدو نظر، از آنها عدم حق دخالت مردم در امور سياسى- اجتماعى برداشت مىشود؛ بدين معنا كه مردم تنها وظيفه دارند اطاعت كنند. دو آيه زير در اين باره قابل توجه است:
١- «و ماكان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضىاللَّه و رسوله امراً ان يكون لهم الخيرة من امرهم و من يعصاللَّه و رسوله فقد ضل ضلالا مبينا»؛ زن و مرد داراى ايمان، پس از آنكه، خدا و رسولش دستورى صادر كردند [بايد اطاعت مطلق نمايند و چون و چرا نكنند] و هيچگونه حق سرپيچى ندارند و هر كس نافرمانى كند، دانسته به گمراهى سختى افتاده است. (احزاب، ٣٦)
بر اساس مفهوم آيه، اين پرسش مطرح است كه اگر بنا باشد مردم فرمانبر مطلق باشند پس مردمسالارى دينى در حكومت اسلامى چه معنايى مىتواند داشته باشد؟
٢- «يا ايها الذين امنوا اطيعواللَّه و اطيعوالرسول و اولى الامر منكم»؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا اطاعت كنيد و از رسول و حاكمان خود فرمان ببريد. (نسا، ٥٩)
استدلالى كه با تكيه بر اين آيات عليه مردمسالارى در حكومت اسلامى مىشود