مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢١
مطلوب است. خدايى كه در جهان تكوين و خلقت، انسانها را آفريده است، همو بهتر از خود انسانها مىدانست كه موجودى خلق مىكند كه هر كدام از آنها، از سيستم ذهنى متفاوتى نسبت به ديگران برخوردار است و در نتيجه نظرات و ديدگاههاى متفاوتى با ديگران خواهد داشت. چنين آفرينندهاى در عرصه تشريع و ارسال شريعت نيز، متناسب با آنچه آفريده است، قوانين را تشريع كرده كه در بخشى از آن، حق استفاده از استعدادى راكه در وجود انسان تعبيه كرده، به آنها مىدهد.
استنباط اين است كه خداوند از يك سو مؤمنان را به اظهار نظر تشويق مىكند و از سوى ديگر به حاكمان گوشزد مىكند كه اين حق را محترم شمارند.
از تشريع مشورت و مشاركت مردم در امور سياسى معلوم مىگردد مردم در حكومت صاحب حقند؛ چرا كه در آيه ديگرى مشورت را در امور خصوصى خانوادگى به منظور حصول رضايت طرفين صاحب حق، تشريع كرده است (ر. ك: شبّر، تفسير آيه ١٢٣ سوره بقره). شايد به سبب همين نكته است كه در حلقه مشاوره سياسى پيامبر (ع) علاوه بر مؤمنان، منافقانى مانند عبداللَّه بن ابى و اصحابش شركت مىكردند و اين مشورت طيف خاص از جامعه را شامل نمىشود. (ر. ك. به: طباطبايى، پيشين، ج ٥، ص ٢٤)
در آيه ديگر سنّت مشورت ملكه سبأ و تداوم او بر اين امر، از طريق سكوت قرآن مورد تأييد قرار مىگيرد:
« (سپس) گفت: «اى اشراف (و اى بزرگان) نظر خود را در اين امر مهم [نامه سليمان (ع)] به من بازگو كنيد، كه من هيچ كار مهمى را بدون حضور (و مشورت) شما انجام ندادهام». (نمل، ٣٢)
پيام مهم ديگر قرآن درباره شورا و مشورت اين است كه آن دو از اوصاف مؤمنانى شمرده شده كه اهل اجابت خداوند، اهل نماز و انفاق هستند:
« [مؤمنان] كسانى هستند كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را بر پا مىداند و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست و از آنچه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند». (شورى، ٣٨)
بدون شك نامگذارى سورهاى به «شورا» اهميت آن را در نزد صاحب شريعت،