مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٠
آمرزش كن و در كارها، با آنان مشورت كن و هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش) و بر خدا توكل كن؛ زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد». (آلعمران، ١٥٩)
نكاتى مهم از آيه مذكور در عرصه تصميمسازيهاى سياسى و برخورد حاكمان و مردم استفاده مىگردد:
١- خداوند غير مستقيم، متفرق شدن از دور شخصى را كه داراى مسئوليت بزرگ سياسى و اجتماعى است، اما بامردمان خود اهل نرمش نيست و خشن و سنگ دل است، امرى طبيعى تلقى كرده و چنين افرادى را مذمت نمىكند.
٢- خدا از حاكمان الهى مىخواهد در امور شخصى خود از مردمان در گذرند و درباره كم گذاشتن آنان نسبت به تكاليف الهى، براى آنها طلب بخشش نمايند.
٣- نكته اساسى مرتبط به بحث مقاله، نحوه شكلگيرى تصميمات سياسى در جامعه است. مستفاد از اين آيه و امثال آن، اين است كه حاكم سياسى وظيفه دارد در مسائل حكومتى، مردم را به مشاركت فرا خواند؛ به عبارت ديگر، آيه مذكور حق دخالت مردم در مسائل سياسى و اجتماعى را به رسميّت مىشناسد. خداوند بر اساس اين آيه به پيامبر (ع) دستور مىدهد به عنوان حاكم سياسى با مردم به مشورت بنشنيد.
اين معنا از آيه شريفه به طور يقينى استفاده مىشود و از اين جهت تفاوتى ندارد كه امر و دستور «شاورهم» (با آنان مشورت كن) را به اصطلاح فقيهان «مولوى» تفسير كنيم يا «ارشادى»؛ دلالت بر وجوب بكند يا نكند؛ تبعيّت پيامبر (ع) از نتيجه مشورت لازم باشد يا نباشد. هيچ يك از اين سه مبحث فرعى در اصل استدلال تأثير ندارد؛ زيرا بر اساس دستور صادر شده در آيه مذكور، از نظر خداى تعالى دخالت مردم در امور سياسى و اجتماعى منافاتى با ولايت و حكومت رسول خدا (ع)- و به طريق اولى و صد البته هر حاكم سياسى ديگر- ندارد؛ بلكه در چنين حكومتى صددرصد دخالت مردم مطلوبتر و بهتر است از دخالت نكردن آنان و اگر ولايت مطلقه مپيامبر (ع) با دخالت مردم در امور سياسى ناسازگار بود اين آيه به لحاظ مفهومى لغو و بىمورد مىشد و خدا به دور از لغو است و هيچ گاه چنين صفت زشتى در بينش توحيدى به خداى تعالى نمىچسبد.
٤- آيه مذكور، ضمناً به اين نكته تأكيد دارد كه اختلاف نظر در امور مشورتزا