مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٤
آيه ديگر استقرار حكومت را ميان بنىاسرائيل در كنار استقرار نبوت ميان آنان، از نعمتهاى الهى شمرده و از زبان حضرت موسى، لزوم توجه به اين نعمتها را بر بنى اسرائيل گوشزد كرده است. (ر. ك. به: مائده، ٢٠)
بنابراين اصل شكلگيرى حوزهاى به نام سياست و حكومت از سوى انساها در طول تاريخ زندگى اجتماعى، مورد تأييد شريعت بوده و وجود چنين نهادى با اهداف شريعت نيز سازگارتر است.
قرآن و فسادآورى قدرت
با شكلگيرى نهاد سياست در جامعه بشرى، قدرت رسمى كه حاصل قدرت نظامى و ارتش، قدرت اقتصادى (ماليات، اموال عمومى و درآمدهاى عمومى) و قانونى (مجموعه اختياراتى كه به صورت نوشته يا نانوشته براى حاكم به رسميّت شناخته مىشود) است، در اختيار يك شخص قرار مىگيرد. امكاناتى- بدون در نظر گرفتن عوامل كنترلكننده رسمى و غير رسمى- كه مردم عادى تنها در خواب ممكن است بدان دست يابند، زمينه برآورى هر نوع شهوت و اشتهاى بشرى را براى حاكم يا مجموعه حاكميت مهيّا مىسازد. او در سايه قدرت نظامى قادر است هر فرد، گروه يا جمعيتى را كه مورد غضبش واقع شود، نيست و نابود كند، شكنجه و زندانى و از حقوق فردى و اجتماعى محروم كند و به تعبير نائينى (ره) حتى ممكن است انسانها را تكهتكه كند و به خورد سگها بدهد (ر. ك. به: نائينى، ١٣٧٨، ص ٣١). در سايه قدرت اقتصادى از هر نوع لذت مادى كه ميلش مىكشد كامياب مىشود. با اين حال او قادر است با سپر چند لايهاى كه از توجيهات قانونى، تبليغات فراگيرى كه ابزارش در اختيار اوست و ايدئولوژى رسمى كه ساخته است، خود را از هر نوع خطر احتمالى كه ممكن است از سوى جامعه سركشانه متوجهاش شود، مصون و محفوظ نگه دارد.
از همين رو، اين حوزه اجتماعى (نهاد سياست) نتوانسته امتحان تاريخى مقبولى را در پرونده هزاران ساله و همهجايى خود به جاى گذارد. حاكمانى كه بتوانند رضايت شهروندان خود را جلب و راستى و درستى خود را در راستاى حركت در مسير منافع آنان- نه منافع خود- اثبات كنند، نادر و انگشتشمار است.