مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٣
١٣١ و بسيارى از آيات ديگر) بيان مىكنند. در موارد متعددى هم اين واژه به معناى قضاوت به كار رفته است. (نسا، ٥٧، ٦٥؛ مائده، ٤٣، ٩٥؛ انام، ٨٩؛ انبيا، ٧٤، ٧٩- ٧٨)
واژگان قرآنى كه به معناى سياست و حكومت اصطلاحى به كار رفتهاند متعددند:
«اطاعت» (احزاب، ٦٧/ نسا، ٥٩)، «امر» (شعرا، ١٥١؛ نمل، ٣٢؛ زخرف، ٧٩؛ نسا، ٨٣)، «مُلك» (نمل، ٣٤؛ بقره، ٢٤٨، ٢٥١، ٢٥٨، ٤٤٧؛ نسا، ٥٤ و موارد ديگر) «حكومت» (بقره، ١٨٨؛ يوسف، ٢٢).
در اين دو مورد هم دلالت «حكم» بر حكومت مصطلح قطعى نيست) و «سيادت» (احزاب، ٦٧؛ آلعمران، ٣٩) از واژگانى هستند كه در اين مفهوم سياسى به كار رفتهاند.
مطلوبيت برقرارى حكومت
قرآن اصل تشكيل حكومت را مطلوب مىداند. با اين استدلال كه زندگى انسانها در حكومتى كه نظم و امنيت را در جامعه برقرار مىكند، از زندگى در وضعيت هرج و مرج مطلوبتر است و مؤمنان بهتر مىتوانند اهداف تشريعى خدا را برآورده كنند.
عدهاى شأن حكمت و مديريت اجتماع مسلمين را از سوى پيامبر از آيه «اطيعوا اللَّه و اطيعوا الرسول و اولىالامر منكم» (نسا، ٥٩) استفاده كردهاند. در اين آيه «پيغمبر به موجب اينكه رهبر اجتماع است، اگر فرمانى بدهد، غير از فرمانى است كه طى آن وحى خدا را ابلاغ مىكند. خدا به او اختيار چنين رهبرى را داده و اين حق را به او واگذار كرده است». (مطهرى، ١٣٧٠، ص ٤٩)
آيه مذكور به لحاظ لزوم برقرارى اصل «فرمانبرى و فرمانبردارى» در جامعه، مطلق و فراگير است و موردى را استثنا نمىكند؛ به عبارت ديگر مطلوب الهى اين نيست كه در جامعه هرج و مرج وجود داشته باشد، البته خداوند در صدد بيان چگونگى فرمانبرى نيست. اينكه حاكم در روند تصميمسازى چه وظايفى دارد و جايگاه مردم در اين فرايند كجاست، از حيطه گستره معنايى اين آيه خارج است و از اين جهت آيه نه مطلق و فراگير كه مسكوت است.[١]
[١] - بهتعبير عالمان اصولفقه، آيه از جهت چگونگى فرمانبرى، درصدد بيان نيست و شرط تمسك به فراگير بودن كلام اين است كه گوينده سخن، از آن جهت در صدد بيان باشد.( المظفر، ١٣٧٣، ج ١، صص ١٨٨- ١٨٤).