مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٢
«دين براى آخرت است؛ يعنى در اصل براى آخرت هدفگيرى شده است ... به ميزانى كه دنيا مىتواند مزاحم يا ممد آخرت باشد، به دنيا هم پرداخته است؛ يعنى توجه او به دنيا براى آن است كه مزاحمتهاى آن را در راه آخرت از ميان بردارد يا امدادهاى آن را تقويت كند. در اين ديدگاه دين علىالاصول براى تأمين سعادت اخروى آدميان آمده است، امّا چون راه آدميان از دنيا مىگذرد، به ميزانى كه دنيا مىتواند در كار آخرت امداد كند يا مزاحم واقع شود، مورد توجه دين قرار مىگيرد.
دين براى تأمين سعادت اخروى ناچار و به تبع به امر دنيا هم مىپردازد. [از منظر هدايت الهى به حوزههاى دنيوى وارد مىشود]» (سروش، ١٣٧٦)، صص ١٩٣- ١٩١). با اين تمهيدات نظرى در فراز بعدى به پاسخ اين سؤال خواهيم پرداخت كه خدا در عرصه تشريع براى حوزه سياست با توجه به دغدغه مقاله چه پيامهايى را به صورت وحى بيان كرده است؟ اين حوزه را به لحاظ زمينه سازى براى هدايت يا مانع تراشى در اين راه، چگونه ارزيابى كرده و چه توصيههايى كرده است؟ آيا مردمسالارى در نظام سياسى اسلام به هدايت الهى نزديك است يا فرد سالارى؟ از منظر قرآن مردمسالارى دينى چه تفاوتهايى با مردمسالارى مطلق دارد؟
حكومت در قرآن
گفته شد كه بحث مردمسالارى از جمله مباحث شيوه حكومت است؛ بنابراين جستجوى ديدگاه قرآن در اين باره مقتضى بررسى نگرش قرآن به اصل تشكيل حكومت و خصوصيات آن مىباشد. در قرآن حكومت مصطلح با واژگان متعددى تعبير شده؛ امّا خود واژه «حكومت» در اين معنا بسيار كم بهكار رفته است. حكومت يا به معناى حكومت خدا بر دنيا و آخرت استعمال شده يا به معناى قضاوت آمده است. آياتى حكومت تكوينى خدا در آخرت (بقره، ١١٣؛ آلعمران، ٥٥؛ نسا، ١٤١؛ انعام، ٦٢؛ اعراف، ٨٧؛ يونس، ٩٣؛ حج، ١٧، ٥٦، ٦٩؛ سجده، ٢٥؛ زمر، ٣ و ٦٩؛ جاثيه، ١٧)، حكومت خدا را در دنيا از طريق شريعت و قرآن (بقره، ٢١٢؛ انعام، ١١٤؛ نور، ٥١، ٥٢؛ نمل، ٧٨) حكومت الهى در عرصه تشريع (مائده، ١، ٥٠؛ يوسف، ٤٠؛ ممتحنه، ١٠) و آياتى هم حكومت تكوينى الهى در دنيا را (سنتهاى الهى) (انعام، ٥٧؛ يوسف، ٦٧، ٨٠؛ رعد، ٤١؛ كهف، ٢٦؛ مائده، ٦؛ انعام، ٤٧- ٤٠، ١١٣،