مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٩
و اجتماعى است. خدا در اين كتاب علاوه بر اينكه مستقيماً از امور ماورايى سخن گفته است، درباره امور طبيعى، مادى، دنيوى و اينجهانى نيز پيامهاى گوناگونى از آن دريافت مىشود. در قرآن از اللَّه، معاد، ملائكه، جن، بهشت، جهنّم، ابديّت، غيب، شهود، شرك، توحيد، عبادت، بندگى، تقوى، طغيان و صدها مفهوم ماورايى از يك سو و امور معنوى از سوى ديگر، سخن به ميان آمده است. با اين حال، از دنيا، ثروت، بيع، تجارت، ملك، سلطنت، شورا، مشورت، تاريخ، قصه، اقوام، ملل، فرعون، هامان، اجيال، امم و صدها مفهوم ذاتاً دنيوى ديگر نيز بحث شده است.
نام سورههاى قرآن نيز از اين دوگانگى برخوردار است: در يك طيف نامهايى از قبيل اعراف، توبه، اسرا، حج، مؤمنون، رحمن، طه، حشر، جن، قيامت و تكوير و در طيفى ديگر نامهايى مانند بقره، نسا، نحل، قصص، سبأ، شورى، حجرات، حديد، بلد و مفاهيم ذاتاً دنيوى ديگر وجود دارد.
سؤال اين است كه هدف خدا از تشريع چنين آيات و سورههايى چه بوده است؟
و چرا همزمان در دو حوزه دنيا و آخرت، عقبى و اخرى آياتى رابه صورت وحى بر پيامبر (ع) نازل كرده است؟ آيا خداوند خواسته است همان طورى كه امور اخروى- معنوى مؤمنان را به طور مستقيم از طريق تشريع تعليم مىدهد، امور ذاتاً دنيوى را نيز به آنان بياموزد؟ آيا تشريع الهى متضمن برآورى مطلق نيازهاى بشرى اعم از امور مادى و معنوى است؟
ادّعا اين است كه خداوند با ورود به حوزههاى مختلف زندگى دنيوى، در صدد تعليم طبابت، سياست، اقتصاد، تاريخ، علمالاجتماع، زمينشناسى، حيوانشناسى، نجوم و ساير علوم و مهارتهاى دنيوى نبوده است. اين حوزهها امورى نيستند كه با تشريع الهى شكل گرفته يا متحوّل شوند. شأن خدا در عرصه تشريع هيچ يك از اين مناصب نيست. خداوند انسانها را در عرصه تكوين و بدو خلقت به گونهاى وضعيتمند آفريده است كه با تكيه بر خصوصيات وجودى خود (بهرهگيرى از عقل و احساسات و مجموعه نيروهاى انسانى- حيوانى) توانسته به تدريج حوزههاى مختلف زندگى دنيوى را شكل داده، به تدريج در پروسه سعى و خطا اين حوزهها را در راستاى منافع دنيوى خود، هر چه بيشتر بهبود بخشند. در يك جمله مىتوان ادّعا