مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٢
داد او را سخت بزنند. هنگامى كه او را مىزدند، خطاب به امام (ع) گفت: «اى اميرالمؤمنين (ع) همراه تو بودن خوارى و جدايى از تو كفر است». (همان، ج ١، ص ١٢٠)
در كتاب الغارات فصلى تحت عنوان «كسانى كه از على (ع) جدا شدند» وجود دارد كه اكثر كسانى كه در اين فصل معرفى شدهاند كه از امام بريده و به معاويه پيوستند، كسانىاند كه نتوانستند برابرى، مساوات و عدالت امام على (ع) را تحمل كنند. (همان، ج ٢، صص ٥٩٠- ٥٢١)
اين حد توجه به قانون و برابرى همه در مقابل قوانين اين بود كه امام (ع) رشد، توسعه و رستگارى جامعه را اينگونه عملكردن سيستم و اجزاى آن مىدانست.
نتيجه
مردمسالارى دينى در معناى مشاركت شهروندان در مسائل و تصميمگيريهاى جامعه، روشى براى تحقق احكام خدا و تأمين نيازهاى واقعى مردم است. در اين معنا، نظر و خواست مردم منشأ به صحنه آوردن حكومت مشروع است.
امام على (ع) با پذيرش اصل دخالت مردم در تصميمگيريهاى جامعه و پذيرش بيعت- كه نمونه آن بيعت مردم با ايشان بود- يك مشاركت سياسى واقعى در انتخاب رهبر جامعه را به نمايش گذاشت، انتخابى كه هيچكدام از عوامل قومى، قبيلهاى، تعصبات جاهلى، ترفندهاى تبليغاتى و معاملات سياسى در آن دخالت نداشتند. به قول نويسنده صاحب نام اهل سنت، عباس محمود عقاد: «انتخاب على (ع) به طور طبيعى و به دست عموم مردم بود و اگر كسى اين معنى را درست درك كند، بسيارى از مشكلات امور براى او حل خواهد شد». (عقاد، صص ٩٥- ٩٦)
اميرالمؤمنين (ع) با پذيرش اصل نظارت و پاسخگويى، اصل انتقاد از زمامداران و رهبران، پذيرش نظرات ارشادى، عدم احتجاب و فاصله ميان كارگزاران و رعايت حقوق متقابل مردم و دولت يك حكومت مردمسالار دينى را به عنوان الگو در تاريخ باقى گذاشت و نشان داد حكومت اسلامى در ذات حكومتى دموكراتيك است و معايب دموكراسى غرب را هم ندارد.