حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٩٢
كه به سود مولّى عليه تشريع شده نه به نفع ولىّ.
بنابراين، به اين نتيجه مىرسيم كه در هر موردى كه ولايت پيامبر و امام عليه السّلام و يا فقيه ثابت شود تنها در مورد مصالح مسلمين قابل اجراست و بدون آن ولايت ثابت نيست، مگر آنكه دليل خاصى بر الغاى شرط ياد شده اقامه شود و ولايت به صورت مطلق ثابت گردد كه در اين حال شايسته است كه از آن تعبير به «حق» كنيم نه «ولايت».
و بالأخره «ولايت» بارى است بر دوش «ولى» تا به نفع مردمى كه تحت ولايت او قرار دارند به كار برود و مسئوليتى است بر عهده او كه بايد با دقت كافى از انجام آن بر آيد. و لذا هر جا كه در قرآن كريم[١] يا حديث، سخن از ولايت خدا و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و يا امامان معصوم به ميان آمده، در مقام امتنان بر امّت بوده است.
از اين روى در حديث «غدير خم» سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كلا در بيان انجام وظايف و مسئوليتهايى كه خداوند بر عهده آن حضرت در امر هدايت و رهبرى خلق قرار داده بود، دور مىزند و سپس بر اساس همين مسئوليتها مسأله ولايت خود و سپس ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را مطرح مىكند و قريب به اين عبارت مىفرمايد:
«ايّها النّاس الست أولى بكم من انفسكم! من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه» و اين جملات را پس از آن مىگويد كه از مردم اقرار به انجام مسئوليتهاى نبوت مىگيرد.[٢]
[١] - مانند قوله تعالى:\i ... وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ*\E،( بقره/ ١٠٧).
-\i اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ...\E،( بقره/ ٢٥٧).
-\i ... لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ\E،( انعام/ ٥١).
-\i وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ ...\E،( شورى/ ٤٤).
[٢] - در كتاب الغدير، ج ١، ص ١٠- ١١ در نقل داستان غدير چنين آمده است:
« فلما انصرف صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من صلاته قام خطيبا وسط القوم على أقتاب الابل و أسمع الجميع، رافعا عقيرته، فقال: الحمد للّه و نستعينه و نؤمن به، و نتوكّل عليه و نعوذ باللّه من شرور أنفسنا، ومن سيّئات أعمالنا الذي لا هادى لمن ضلّ، و لا مضلّ لمن هدى، و أشهد أن لا إله إلّا اللّه، و أنّمحمدا عبده و رسوله- أما بعد-: أيّها الناس قد نبّأنى اللطيف الخبير أنه لم يعمر نبىّ إلّا مثلنصف عمر الذي قبله، و إنى أوشك أن أدعى فأجبت، و أنى مسئول و أنتم مسئولون، فما ذا