حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٠٣
كلّ عيب المؤمّل للنّجاة المرتجى للشّفاعة المفوّض اليه دين اللّه ...».[١]
اشكال:
(١) در قرآن آياتى وجود دارد كه بكلى ولايت تفويض در تشريع احكام را از غير خداى تعالى نفى مىكند. مانند:
... إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ.[٢] «من (پيامبر) جز از وحى الهى پيروى نمىكنم و اگر معصيت پروردگارم را بكنم از عذاب روز بزرگ، بسى بيم دارم».
و در جاى ديگر مىفرمايد: إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى.[٣] « (پيامبر) آنچه را كه مىگويد، وحى الهى است كه بر او نازل شده است».
اين قبيل آيات به طور كلى اختيارات در دين و احكام را از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سلب مىنمايد و به طور مطلق در اختيار خداى بزرگ قرار مىدهد، اكنون جمع بين اين آيات و روايات ياد شده چگونه خواهد بود؟
پاسخ:
(٢) هيچ گونه تنافى به نظر نمىرسد؛ زيرا ولايت تفويض بدين معنا نيست كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در برابر خداى بزرگ، در احكام اسلام تصرف بنمايد و چيزى بگويد كه بر خلاف خواسته خدا باشد، بلكه ولايت تفويض بدين معناست كه با اذن و امضاى پروردگار جهان كارى را انجام دهد، نه مستقلا مانند ولايت تكوينى كه با اذن خداى متعال، اولياى الهى در جهان هستى تصرفاتى انجام مىدهند و آيات ياد شده، ولايت استقلالى را نفى مىكند نه غير استقلالى را؛ زيرا در متن آيه اوّل در برابر تبعيت از وحى، عصيان مطرح شده است و مىگويد: «من از وحى پيروى مىكنم و از معصيت خدا مىترسم» و روشن است كه ولايت تفويض غير استقلالى هيچ گونه معصيتى نيست، بلكه با اذن خدا عملى انجام مىشود و در آيه دوم در برابر وحى، «هوى» را قرار داده است؛
[١] - به نقل از محدث قمى/ مفاتيح/ در اعمال روز جمعه.
[٢] - يونس/ ١٥.
[٣] - نجم/ ٤.