حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٦٣
كفّار (انعطافناپذير و) شديدند، ولى در ميان افراد خود مهربان و بامحبتاند».
(١) در سه جاى قرآن كريم- سوره توبه، آيه ٢٣، سوره فتح، آيه ٢٨ و سوره صف، آيه ٩ اين آيه تكرار شده است و هدف اسلام را احاطه و شمول بر عموم بشر و غلبه بر همه مكتبها و عموم مسلكها بيان داشته است.
بديهى است كه تحقق چنين هدفى هرگز بدون تشكيل حكومت ممكن نيست؛ زيرا اسلام در سطح كلّ جامعه به معناى تطبيق آن در تمام ابعاد و روابط جامعه است بدين معنا كه فلسفه، فرهنگ، اقتصاد، نظام، سياست، قضاوت، مجازات، جرايم، ماليات و غير ذلك از شئون زندگى شخصى و اجتماعى، همه و همه بايد اسلامى باشد. و اين معنا جز با اعمال قدرت و وجود سلطه اسلامى در كلّيه امور كشورى و لشكرى ممكن نيست؛ زيرا از طرفى قدرتهاى مخالف كوشش مىكنند كه جامعه را به شكل غير اسلامى در آورند و مردم را از فرهنگ اسلام و قوانين آن به دور نگه دارند، بلكه سعى مىكنند كه قوانين آن را مخصوصا در امور اجتماعى و كيفرى، متروك و يا منفور جلوه دهند تا بتوانند سلطه خود را بر كشورهاى اسلامى ادامه داده و ثروت ايشان را به يغما ببرند و از طرف ديگر در داخل كشور اختلافاتى در ميان خود مسلمين و مخالفتهايى از طرف منافقين به وجود مىآيد كه حلّ و فصل آن بستگى به قضاوت اسلامى و قوانين جزائى و اجراى حدود و قصاص و ديات اسلامى و عقوبات آن دارد كه پياده شدن مجموع اين مسائل بدون تشكيل حكومت تمام عيار اسلامى هرگز ميسّر نيست.
علاوه آنكه: احيانا دفاع از تماميت ارضى كشور اسلام ايجاب مىكند كه بايد با دشمن جنگيد و از ارض اسلام دفاع نمود و اين كار بدون تشكيلات ارتش چگونه ممكن است. و لذا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنيانگذار اسلام و سپس خلفاى او- اعمّ از حق يا باطل- همين روش را داشتند؛ يعنى علاوه بر تبليغ احكام و هدايت مردم، مقام زعامت و رهبرى حتى فرماندهى جنگ بلكه كشورگشايى را عهدهدار بودند و اين همان معناى حكومت است.
آنچه را كه درباره اسلام گفتيم امرى طبيعى و روشن است و اختصاص به اسلام ندارد