حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٥٣٣
و يا ملّت به حسب دورانهاى زمان دور مىزد. تا آنكه در قرن هفدهم ميلادى قانون اساسى به طور كاملترى در انگلستان تنظيم شد.
(١) امّا ديگر كشورهاى اروپايى به علّت فاصله انداختن دريا بين اروپا و انگليس نتوانستند از اين روش استفاده كنند و زير سلطه استبداد حكومتهاى خودكامه به سر مىبردند تا آنكه دانشمندانى از فرانسه مانند «روسو» و «منتسكيو» توجّه كاملى به اصول آزادى و حريّت معطوف داشته و توانستند با نشر فلسفه كانت و تأليفات خود،[١] ملّت فرانسه را هشيار نموده و به حقوق ملّى و آزادى خود آشنا سازند تا آنجا كه اين آگاهيها منتهى به انقلاب فرانسه در سال ١٧٨٩ ميلادى شد و حكومت جمهورى فرانسه تشكيل گرديد و قانون اساسى خود را تدوين نمودند. و در سال ١٨٧١ ميلادى؛ يعنى پس از ٨٢ سال به صورت كامل در آمد. و آمريكا نيز در سال ١٧٨٧ ميلادى قانون اساسى كنفدراسيون را تدوين كرد و تا سال ١٩٣٣ تدريجا آن را اصلاح نمود.[٢] رفته رفته، كشورهاى اروپايى از انقلاب فرانسه سرمشق گرفته و در قرن هيجدهم ميلادى انقلابهايى در اين كشورها تدريجا به وجود آمد و همه ملّتها از تدوين قانون اساسى بهرهاى- به اندازه توانايى خود- بردند تا آنجا كه سلاطين عثمانى نيز ناچار شدند برنامههاى آزادى ملّتها را به گونه خاصى اعلان كنند و سلطان عبد الحميد اوّل در سال ١٩٣٥ ميلادى عهدنامهاى را به نام «التنظيمات الخيريه» برنامههاى امور خيريه، امضا كرد و در آن اعلان نمود كه دولت او به اصول حريّت و آزادى ملّتها احترام قائل خواهد شد، امّا قدرت سلطان در اجراى اين قانون بايد محفوظ باشد، يعنى قوّه مجريه را باز در انحصار خود در آورده و مدت چهل سال بر اين منوال گذشت و نوبت به «سلطان عبد العزيز» رسيد ولى رجال دولت او (وزرا) چنين برنامهاى را تحمّل نداشتند و بالأخره او را از مقام سلطنت عزل نموده و به جاى او سلطان عبد الحميد دوم را به سال ١٨٧٦
[١] - مانند« روح القوانين» تأليف« منتسكيو» كه در حدود سال ١٧٢٨ ميلادى اقدام به تصنيف آن نمود؛ يعنى ٦١ سال قبل از انقلاب فرانسه( كتاب روح القوانين، ص ٣٣) مطالعه اين كتاب موجب آگاهى كامل به قوانين حكومتها بلكه به روح آن قوانين مىباشد و دقت كامل در مطالعه آن بايد به كار برد.
[٢] - فرهنگنامه/ كتاب ١١/ ١٠٦٢، الموسوعة العربية/ ٧٩٤.