حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٢٩
« (يهود و نصارا) به مسلمانان گفتند كه به ملّيت ما درآييد تا راه راست يافته و طريق حق پوييد (اى پيامبر! در جواب آنان) بگو: بلكه ملّت (ستوده) ابراهيم را كه طرفدار حق است (و از هر انحرافى در امان و از هر عيبى منزه است) پيروى مىكنم و او از مشركين نبود».
و نيز مىفرمايد:
وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ....[١] «كدام دين بهتر از آن است كه مردم خود را تسليم حكم خدا نموده و سر زير بار فرمان حق آورند و هم نيكوكار باشند و از ملّت ابراهيم حنيف پيروى كنند».
و نيز مىفرمايد:
وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ....[٢] « (يوسف به هم زندانيان خود گفت:) من از ملّت پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب (كه دين توحيد و خداپرستى است) پيروى كردم».
ملّيت كافران (ملّيت ناستوده)
(١) در قرآن كريم نوعى از ملّيت را نكوهش مىكند، به عنوان نمونه از قول جناب يوسف نقل مىكند كه گفت:
... إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ.[٣] «من ترك كردم ملّت قومى را كه ايمان به خدا نياوردند و به آخرت، كافر بودند».
و نيز در مقام نكوهش يهود و نصارا مىفرمايد:
وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ....[٤] « (اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم!) يهوديان و نصارا هرگز از تو خشنود نخواهند شد مگر آنكه تو از ملّت آنان پيروى كنى».
[١] - نساء/ ١٢٥.
[٢] - يوسف/ ٣٨.
[٣] - يوسف/ ٣٧.
[٤] - بقره/ ١٢٠.