حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٢٠١
كه يازده تن از ايشان فرزندان پياپى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از نسل حضرت زهرا عليها السّلام مىباشند.
ولى برادران اهل سنّت مىگويند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درباره زعامت بعد از خود كاملا سكوت اختيار كرده و آن را به عهده مردم واگذار نموده است تا هر كس را كه بخواهند به عنوان خليفه انتخاب كرده و او را زعيم خود قرار دهند.
بديهى است كه اين نظريه در حقيقت مستلزم يك نوع بلا تكليفى و سرگردانى است و روش درستى نيست تا در خور شأن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد كه همه چيز را بيان كرده است، ممكن نيست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در امر زعامت مسلمين به طور كلى سكوت اختيار نمايد و آن را به عهده مردم واگذار كند؛ زيرا زعامت امام مانند زعامت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بسيار پراهميت بلكه اصل و ريشه اسلام است و روش سكوت و بىتفاوتى در آن از طرف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به طور مسلّم موجب ضعف اسلام و منتهى به افتادن حكومت اسلامى در دست نااهلان مىباشد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه آورنده اسلام است هرگز در بقاى آن چنين بىتفاوت نخواهد بود.
٢- حاكم در اسلام داراى شرايط خاصّى است يا نه؟
(١) همانطور كه در بالا تذكر داديم دو چيز در رهبرى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امام عليه السّلام شرط است (علم و عصمت).
امّا برخى از برادران مسلمان در لزوم دو شرط مزبور، بحثى دارند و آن را ضرورى نمىدانند، ولى روشن است كه از دست دادن اين دو شرط در جانشينان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و در كادر اصلى حاكميت اسلامى و پايهگذارى حكومت حق و نمونه خطمشى اسلام عزيز به معناى از دست دادن ايمنى از خطرات ناشى از جهل و عدم صيانت رهبر خواهد بود و به معناى شكست قلعه فولادين اسلام و گشودن راه براى تبهكاران جاه طلب است تا بتوانند بر مسلمين حكومت كنند و زمام مسلمين را به دست گيرند؛ زيرا حكومتى كه بخواهد به جهان، ايمنى و عدالت بخشد، حتما بايد داراى رهبرانى عادل و معصوم و داناى على الإطلاق باشد و اسلام منهاى رهبران راستين- كه آينه تمامنماى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشند- به معناى اسلام منهاى اسلام است، امتياز اسلام بر تمام مكتبهاى جهان