حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٦٥
مىدادند، (١) و اين كاشف از آن است كه اسلام تنها يك مكتب نيست، بلكه بايد آن را به مرحله اجرا و عمل در آورد و بشر را به سعادت رساند، بايد راه اسلام را باز كرد، نه اينكه خود راه خود را باز كند و اين وظيفه هر مسلمانى است كه با تمامى ابعاد اسلام آشنا شود و تنها وظيفه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خلفاى او يا امامان نيست. البته عمل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خلفاى او يا امامان عليهم السّلام بهترين دليل براى اين مدّعا است. و اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه قيام براى تشكيل حكومت اسلامى و جهاد در راه به دست آوردن آن بستگى به دو عامل مهم دارد، يكى وجود رهبرى لايق و شايسته و ديگر آمادگى مردم براى جهاد و قيام از اين رو امير المؤمنين عليه السّلام تا زمانى كه ارتش با او همراه و در كنارش بودند، با معاويه كه عليه حكومت مركزى اسلامى قيام كرده بود، در صفين مىجنگيدند و از جنگ در راه اسلام دريغ نمىفرمود، امّا همين كه ارتش تغيير عقيده داد و مكر معاويه در آنان اثر كرد و ارتش على عليه السّلام در جنگ سستى ورزيد، آن حضرت به ناچار عقبنشينى نمود، ولى وظيفه مردم اين نبود كه با على عليه السّلام كه براى اسلام جنگ مىكرد چنين رفتار كنند، امّا شد آنچه كه نبايد بشود.
همچنين امام حسن و امام حسين عليهما السّلام در ابتدا هر دو با كمك مردم قيام نمودند ولى پس از آنكه اصحاب امام حسن عليه السّلام و سران ارتش به او خيانت كردند و معاويه آنها را با پول خريد، امام عليه السّلام به ناچار براى جلوگيرى از خونريزى، صلح را اختيار نمود.
همچنانكه امام حسين عليه السّلام با دعوت اهل عراق قيام كرد، ولى خيانت آنان نيز سبب شد كه امام عليه السّلام تنها ماند و خود به تنهايى با افراد معدودى از اصحاب و خانوادهاش به جنگ با «يزيد» ادامه داد و به درجه رفيع شهادت رسيد.
اين سه امام بزرگوار براى چه جنگيدند؛ آيا براى نفع شخصى و رياست بود و يا براى تشكيل حكومت اسلامى، آيا تشكيل چنين حكومتى فقط وظيفه امام است يا همه مسلمين چنين وظيفهاى دارند.
اين روشها از رسول خدا و امامان، دليل روشنى است كه بايد اسلام را پيش برد و براى اقامه آن قيام كرد و جنگيد تا بتوان دولت تشكيل داد و دين خدا را جهانى نمود،