حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٧١
يكديگر، نه الهى؛ چون مردم به عنوان افراد مسلمان به يكديگر امر و نهى مىكنند، ولى «حاكم شرع» و «ولى امر» به عنوان نمايندگى الهى و شخصيّت حقوقى شرعى، امر و نهى صادر مىكند و تأكد اطاعت در او بديهى است. و در نتيجه قوّه مجريّه حكومت اسلامى آميختهاى از نيروى مردمى و اعتبارى شرعى از طريق مقام ولايت فقيه مىباشد.
٣- قوّه قضائيّه
«قوّه قضائيّه» با اهميّت بسيار بالايش در حقيقت واسطهاى بين وضع و اجراست و در مرحله تخلّف از احكام قرار دارد. به اين معنى كه با حسن نظارت بر اجراى قوانين، تخلّفات را تشخيص داده و مكافات مقرّره را تعيين نمايد.
تفصيل نظام: چهار قوه و دو شور
(١) مىتوان نظام حكومت اسلامى را مركّب از «چهار قوّه و دو شور» دانست، كه قواى چهارگانه عبارتند از:
١- قوّه مقنّنه (مجلس شورا در بعد قانونگذارى).
٢- قوّه مجريه مردمى (رياست جمهورى).
٣- قوّه مجريه الهى (ولايت امر در مرحله تأييد رياست جمهورى).
٤- قوّه قضائيه.
و امّا دو شور عبارتند از:
١- شور الامّه (شور مردمى مجلس شورا در بعد نظرخواهى).
قال اللّه تعالى: ... وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ ....[١] ٢- شور النّبى (شور رهبرى).
قال اللّه تعالى: ... وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ....[٢] در آيات كريمه قرآن همانطور كه يادآور شديم وجود دو شور در آيين نظام
[١] - شورى/ ٣٨.
[٢] - آل عمران/ ١٥٩.