حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٦٦
بعد از خود مشخص فرمود و براى كسى عذرى باقى نگذارد.[١] (١) با اين همه، برخى از اصحاب- روى اغراض خاصّى- داستان سقيفه را به وجود آوردند كه انگيزه و هدف اصلى آنها تحريف در امر خلافت بود، نه تعيين خليفه؛ زيرا خليفه و جانشين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشخص بود كه على بن أبي طالب عليه السّلام است، ولى آنان به ظاهر، مردم را براى انتخاب خليفه به سقيفه دعوت نمودند و آن جريان معروف را به وجود آوردند و تا آنجا در اين امر پافشارى كردند كه دخت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صديقه كبرى فاطمه زهرا عليها السّلام را به شهادت رساندند[٢] و مقاومتهاى آن بىبى در برابر ايشان سودى نبخشيد، ولى حق و حقيقت با سخنرانيها و بيانات آن بانوى اسلام در غصب فدك و خلافت[٣] و راه شناخت براى همه تا آخر روشن شد و ابهامى در مطلب باقى نماند ... لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ.[٤] بالأخره جريان سقيفه با انتخاب «ابى بكر» پايان يافت و در نتيجه اين كشمكشها امير المؤمنين عليه السّلام خانهنشين گرديد و خلافت رسول خدا و رهبرى امت اسلام از مسير صحيح منحرف و در راه باطل قرار گرفت و به مرور زمان اشخاصى به خلافت رسيدند كه جز خوارى و ذلّت براى اسلام و مسلمين از آنان چيزى باقى نماند، هر چند مقاومت أئمه اطهار عليهم السّلام در برابر ايشان در طول تاريخ، حقيقت را روشن كرد.
به هر حال، داستان سقيفه از جمله شواهدى است كه ضرورت وجود زعيم اسلامى را اثبات مىكند؛ زيرا مردم نياز به رهبر اسلامى دارند و در هر ملت و امتى، رهبرى به حق يا
[١] - همانگونه كه حضرت فاطمه عليها السّلام فرمود:« لمّا منعت فدك و خاطبت الأنصار، فقالوا: يابنت محمد لو سمعنا هذا الكلام منك قبل بيعتنا لأبى بكر ما عدلنا بعلى أحدا، فقالت: و هل تركأبى يوم غدير خم لأحد عذرا!»-( الخصال ١/ ١٧٣).
[٢] - شيخ احمد رحمانى همدانى، فاطمة الزهراء/ فصل ٣١/ ٥١٧ و ٥٦٦.
[٣] - طبرسى/ الإحتجاج. بحار الأنوار ٢٩/ ٢١٥ و ٣٣٤. الغدير، ج ٧ ص ١٩٠ و ١٩٧.
مروج الذهب ٣/ ٢٥٢. معجم البلدان ٤/ ٢٣٨. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه ٤/ ٧٧ و ١٠٠. سيّد مرتضى حسينى فيروزآبادى، السبعة السلف/ ٣٥ و ٣٦. همدانى، فاطمة الزهراء/ ٣٢٦.
[٤] - انفال/ ٤٢.