حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٥٦٢
براى خدمات اجتماعى لازم و كافى باشد، حقّ دارد در مواقع بيكارى، بيمارى، نقص اعضا، بيوگى، پيرى و يا در تمام موارد فقدان وسايل امرار معاش كه بدون اراده او ايجاد شده باشد، از شرايط آبرومندانه زندگى برخوردار شود.
٢- مادران و كودكان حقّ كمك و معاضدت مخصوصى دارند. تمام اطفال كه در اثر ازدواج و يا خارج از ازدواج متولّد شده باشند از همين حمايت اجتماعى بهرهمند خواهند شد.
«مادّه بيست و ششم»:
(١) ١- هر شخصى حقّ تعليم و تربيت دارد. تعليم و تربيت و يا لااقل قسمتى كه مربوط به آموزش ابتدايى و انسانى است، بايستى مجانى باشد. آموزش ابتدايى، اجبارى است.
آموزش فنى و حرفهاى بايد عموميّت پيدا كند، تحصيلات عاليه بايد با تساوى كامل طبق استعداد و لياقت اشخاص در دسترس همه باشد.
٢- هدف تعليم و تربيت بايد رشد شخصيّت بشرى و تقويت و رعايت حقوق بشر و آزاديهاى اساسى او باشد و بايستى تفاهم و گذشت و دوستى را ميان تمام ملل و تمام تودههاى نژادى يا مذهبى و همچنين توسعه فعاليّتهاى ملل متّحد را براى حفظ صلح، تسهيل كند.
٣- والدين به حسب اولويّت و تقدّم حقّ دارند كه نوع تربيتى كه بايد به طفل آنها داده شود انتخاب كنند.
«مادّه بيست و هفتم»:
(٢) ١- هر كس حقّ دارد آزادانه در زندگانى فرهنگى جامعه خود شركت كند از هنرها و صنايع آن استفاده كرده و در ترقّى علمى و فوايدى كه از آن حاصل مىشود سهيم باشد.
٢- هر كس حقّ دارد از حمايت از منافع مادى و معنوى ناشى از هر گونه محصول علمى و ادبى يا هنرى كه به وجود آورده است، برخوردار گردد.
«مادّه بيست و هشتم»:
(٣) هر شخصى حقّ دارد بخواهد در قسمت اجتماعى و بين المللى زمينهاى فراهم شود