حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٤٠٧
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «علما وارث پيامبران مىباشند، پيامبران طلا و نقره (ثروت مادى) به ارث نمىگذارند، بلكه علم (و دانش) به ارث مىنهند، پس هر كس از آن بهرهاى گيرد هرآينه بهره شايان و فراوانى به دست آورده است».
توجيه استدلال
(١) اطلاق اين حديث اقتضا مىكند آنچه را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از شئون و مزاياى- قابل انتقال به ديگرى داشته است- به علما به ارث برسد، منهاى نبوّت كه قابل انتقال نيست و بديهى است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داراى ولايت مطلقه بوده و آن قابل انتقال به ديگرى است. نسبت به مفاد اين حديث بايد چند مطلب را در نظر داشت:
١- منظور از ولايت- قابل انتقال- ولايت جعلى و تشريعى است- مانند ولايت زعامت، تصرف، فتوا، قضا و امثال آن- نه ولايت كلّيه الهيه؛ زيرا آن قابل جعل تشريعى نيست بلكه مجعول به جعل تكوينى الهى است كه مخصوص پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامان معصوم عليهم السّلام است.
٢- ارث در حديث به معناى مجازى است، نه حقيقى؛ يعنى انتقال مقامات معنوى است، نه انتقال مال؛ زيرا ارث مالى بستگى به اسباب مشخصى دارد كه «علم» جزو آنها نيست.