حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٦٤
١- وجود رهبر اسلامى ضرورى است.
٢- نصب رهبر بايد از طرف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انجام شود.
٣- نقش مردم نسبت به رهبر اسلامى بيعت و پذيرفتن نماينده الهى است.
٤- مقام ولايت امر همچون مقام نبوّت و امامت منصبى الهى است نه انتخاب مردمى؛ يعنى شخصيت حقوقى شرعى است (حاكم شرع) نه اعتبار مردمى.
٥- با اينكه منصب، منصب الهى است، آزادى مردم در امر كشوردارى كاملا محفوظ است و در آن هيچ گونه استبداد رهبرى وجود ندارد و آن از دو طريق يكى «شور امّت» با يكديگر در امر امّت به دليل قوله تعالى: ... وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ ...[١] و ديگرى «شور النبى مع الأمة» يعنى شور رهبرى با مردم به دليل قول خداوند كه مىفرمايد: ... وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ... تحقق مىيابد.[٢] توضيح اين دو شور «شور الأمة» و «شور النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم» قبلا بيان شد[٣] و اكنون در اين مقام نيستيم. به هر حال، بيعت غدير با فاصله كمى[٤] به وسيله گروه معيّنى با نيرنگهاى مخصوص منتقض شد و افسوس ابدى و رنج دائمى تا به امروز و فرداى مسلمين به جاى گذارد و شگفتا! كه اوّلين بيعتكنندگان در غدير، اولين نقضكنندگان بيعت شدند و داستان سقيفه را به وجود آوردند و با بهانههاى غلط و باطل در مقابل نصّ صريح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اجتهاد نموده و مخالفت خود را با على عليه السّلام اعلان كردند:
|
و هم عدلوها عن وصىّ محمّد |
فبيعتهم جاءت على الغدرات[٥] |
|
[١] - شورى/ ٣٨.
[٢] - آل عمران/ ١٥٩.
[٣] - ص ٧١- ٧٥.
[٤] - بيعت غدير در روز ١٨ ذيحجه سال ١٠ هجرى انجام شد( پس از حجّة الوداع) و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ٢٨ صفر، سال ١١ هجرى وفات يافت و فاصله زمانى ميان اين دو حادثه، حدود هفتاد روز مىباشد.
[٥] - از جمله اشعار گرانبهاى دعبل خزاعى از شعراى أهل بيت عليهم السّلام است، متولد سال ١٤٨ ومتوفاى سال ٢٤٦ ه. ق. او درباره بيعت سقيفه چنين مىگويد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|