حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٦٥٦
مورد ملامت ذات لا يزال ربوبى قرار گرفتند كه چرا از عهده مسئوليّت فطرى خود- با اينكه لازمه انتخاب و پذيرش بود- بر نيامدند. در قرآن كريم چنين مىخوانيم:
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ.[١] «اى بنى آدم! آيا با شما عهد نكردم كه شيطان را نپرستيد؛ زيرا او دشمن آشكار شماست و مرا عبادت كنيد كه اين راه مستقيم و آشكار است».
(١) و نيز مىفرمايد: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ.[٢] «به يادآور هنگامى را كه پروردگارت از ذريّه و نسل بنى آدم، عهد و ميثاق گرفت و آنان را گواه بر خود قرار داد كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همگان گفتند آرى شهادت مىدهيم- كه تو پروردگار ما هستى- و اين عهد براى اين بود كه روز قيامت نگوييد ما از آن غافل بوديم».
منظور از يادآورى اين عهد و پيمان در قرآن كريم اين است كه ذات اقدس ربوبى با اينكه واقعيّتى است انكارناپذير ولى در عين حال به معرض قبول همگانى قرار گرفت و بشر طبق آيين فطرت آن را پذيرفت و در مقابل عبادت طاغوت، خدا را انتخاب كرد و اين نبود مگر براى آنكه اين دو به هم آميخته گردد، و از حالت الوهيّت محض در صقع ربوبى به حالت تركيبى با پذيرش و انتخاب خلقى در آيد و به مرحله فعليت معبوديت برسد؛ يعنى داراى دو جنبه يلى الرّبى و يلى الخلقى گردد. و حكومت الهيّه مورد پذيرش همگان قرار گيرد و اين همان انتخاب عمومى و توحيد جمهورى است بلكه از اين بالاتر همه جهان هستى در اين انتخاب شركت دارند:
... وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ....[٣] «همه چيز براى خداى بزرگ سر فرود آورد و او را تسبيح گفت جز اينكه شما زبان
[١] - يس/ ٦٠ و ٦١.
[٢] - اعراف/ ١٧٢.
[٣] - اسراء/ ٤٤.