حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٣٦١
موضوع احاديث ياد شده عنوان «امام» است و بايد از طريق نيابت عامّه وظايف «امام معصوم» براى «فقيه» اثبات شود.
ديگر آنكه مخصوص به «هلال» است و موضوعات ديگر را شامل نيست، نهايت آنكه بتوانيم موضوعات عمومى (عام البلوى) كه اختلاف در آن سبب نوعى هرج و مرج عمومى مىشود، بدان ملحق كنيم.
دسته دوّم: احاديث عام
(١) دسته دوم از احاديثى كه مبناى حجيّت حكم حاكم در موضوعات قرار گرفته، عبارت است از احاديث عام بدين شرح:
١- اطلاق احاديثى كه دلالت بر نفوذ حكم حاكم و وجوب قبول و حرمت رد آن مىكند؛
(٢) زيرا حكم اعمّ از قضاست؛ مانند اين عبارت در مقبوله ابن حنظله از گفتار امام صادق عليه السّلام:
«فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانّما استخفّ بحكم اللّه و علينا ردّ و الرّادّ علينا الرّادّ على اللّه و هو على حدّ الشّرك باللّه ...».[١] «اگر او (قاضى جامع الشرائط) به حكم ما حكم كرد و از او قبول نشد، هرآينه به حكم خدا استخفاف شده (حكم الهى را سبك شمردهاند) و ما (امامان اهل البيت) را رد نمودهاند و كسى كه ما را رد كند، خدا را رد نموده است و (هر كس) خدا را رد كند، در حدّ شرك به خداست».
صاحب جواهر قدّس سرّه[٢] در توضيح استدلال به اين دسته احاديث مىگويد: «اطلاق اين روايات دلالت مىكند كه حكم حاكم در مطلق موضوعات- اعمّ از موضوعات قضايى و غير قضايى مانند عدالت، فسق، اجتهاد، نسب و غيره- حجّت است».
اگر حاكم شرع حكم كرد به عدالت يا فسق و يا اجتهاد كسى، حكم او لازم الاجراء
[١] - وسائل الشيعة ١٨/ ٩٨/ ح ١/ باب ١١، از ابواب صفات قاضى.
[٢] - ١٦/ ٣٥٩.