حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٥٣
٨- ولايت اذن يا نظارت در امور اجتماعى
(١) منظور از «ولايت اذن» حق نظارت و مرجعيّت در امور و حوادثى است كه با شركت خود مردم قابل اجراست، ولى در عين حال- براى حفظ نظم- بايد زير نظر ولى امر انجام گيرد؛ مانند به مصرف رساندن برخى از اموال بيت المال از قبيل مجهول المالك و سهم امام عليه السّلام و به قولى زكات و يا اموال شخصى مانند تقاص دائن از اموال مديون و يا برخى از كارهايى كه وظيفه عموم است، ولى با اذن ولىّ مانند تجهيزات ميّتى كه ولىّ خاصّ نداشته باشد و امروزه مانند اجازه گرفتن در ساختن منازل شخصى به لحاظ مصالح عمومى و امثال آن از امور حسبيه.
براى توضيح بيشتر، مىتوان گفت كه كليه امور و كارهاى جارى در كشور به سه نوع تقسيم مىشود:
١- كارهايى كه مخصوص رئيس كشور و يا هيأت دولت و يا فرد حاكم است كه مستقيما بايد خود آنان انجام دهند و وظيفه عموم مردم نيست، مگر آنكه از طرف مقامات مربوطه به افرادى واگذار شود؛ مانند رسيدگى به امور قضايى و اجراى حدود و كيفر متخلّفين و بالأخره كليه امور اجتماعى كه مربوط به اداره كل كشور است (كارهاى دولتى مانند كارهاى: سياسى، اجتماعى و غيره).
٢- كارهايى كه مربوط به خود افراد است، از نظر وظايف شخصى بايد آن را انجام دهند و ارتباطى به دولت ندارد؛ مانند كليه معاملات روزمرّه و فعاليتهاى شخصى و