حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٦٧
باطل بايد حكومت كند و در برابر هرج و مرجها نظمى صحيح و يا غير صحيح به وجود آورد.
(١) موضوع رهبرى پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از چنان اهميتى برخوردار بود كه هنوز بدن مقدسش به خاك سپرده نشده بود كه جمعى از اصحاب از مهاجر و انصار از خاك سپارى و تجهيز آن حضرت، صرف نظر نموده و با هيجان فوق العاده و شتابزدگى و عجله فراوان مردم را براى انتخاب خليفه به سقيفه دعوت نمودند و هر كدام سخنى و پيشنهادى به ميان آوردند از جمله پيشنهادها اين بود كه از مهاجرين اميرى و از انصار اميرى در رأس قرار گيرد، ولى اين پيشنهاد مورد قبول قرار نگرفت و بالأخره ابا بكر به يارى عمر و به اعتراف او به صورت «فلته[١]» يعنى بدون دقت و يا از روى خطا و اشتباه به زعامت انتخاب شد، ولى در آن ميان كسى پيدا نشد كه در اصل ضرورى بودن وجود خليفه ترديدى داشته باشد زيرا ضرورت اين موضوع نزد همه روشن بود و همگان از روى اصل فطرت نياز به رهبر را به خوبى درك مىكردند و جملگى مىدانستند كه اگر خليفه و زعيمى در رأس نباشد، جامعه اسلامى از هم گسيخته و به هرج و مرج كشيده مىشود، اين خود بسيار موجب شگفتى و تعجب است كه بتوان گفت كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درباره موضوعى با اين اهميت، به طور كلى سكوت اختيار نموده همانگونه كه برخى جاهلان و يا منحرفان مىگويند.
با اينكه به تصريح قرآن كريم، دين اسلام دين جهانى، هميشگى و باقى ماندنى است لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ* و محدود به زمان خود آن حضرت نيست تا به وفاتش پايان يابد و اين مسأله روشن است همچنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جزئيات احكام اسلامى را حتّى نسبت به خوردن و آشاميدن كه به صورت طبيعى انجام مىگيرد بيان مىفرمود و از جمله احكام استحبابى را اشاره مىكرد، درباره رهبرى نيز كه اساس جامعه مسلمين است و بقاى اسلام به آن بستگى دارد، هرگز سكوت اختيار ننموده و آن را به عهده مردم- كه
[١] - البحار/ ٣٠ كتاب الفتن و المحن/ ٤٤٣ با ذكر مدارك كتب اهل سنت.
« فلته» به معناى خطا و اشتباه يا به معناى كار با عجله و شتابزدگى و بدون دقت و رويه است.