حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٥٥٤
بازداشت كسى لازم باشد، جز اعمالى كه براى اطمينان از شخص او لازم است اگر سختگيرى و تشديدى بشود قانون بايد از آن جلوگيرى نمايد.
(١) ١٠- عقايد مردم حتى عقيده مذهبى آزاد است مگر اينكه اظهار عقايد مذكور، موجب اخلال نظاماتى بشود كه قانون مقرر داشته است.
١١- آزادى فكر و عقيده يكى از حقوق گرانبهاى بشرى است، پس هر كس مجاز است كه آزادانه هر چه بخواهد بگويد و بنويسد و طبع كند مگر اينكه سوء استفاده از اين آزادى بكند، در اين صورت به نحوى كه قانون معيّن كرده مسئول خواهد بود.
١٢- حفظ و تضمين حقوق بشرى مستلزم ايجاد قواى عمومى است و تأسيس قواى مزبور به منظور صرفه و صلاح همه است و اختصاص به اشخاصى كه متصدّى و مباشر آن قوا هستند ندارد.
١٣- براى نگهدارى قواى عمومى و براى مصارف ادارات، ماليات عمومى لازم است كه به نسبت قوّه و دارايى افراد متساويا اخذ شود.
١٤- افراد مردم شخصا يا توسط نمايندگان خود حقّ دارند كه در باب لزوم ماليات و نسبت آن با دارايى تحقيق نمايند و در وصول و ايصال و مصرف و تناسب آن مراقبت نمايند.
١٥- هيئت جامعه حقّ دارد كه از عمّال دولت و ادارات مملكت حساب بخواهد.
١٦- هر جامعه كه حقوق افراد آن تعيين نشده و تفكيك قوا در آن معيّن نگرديده، هرگز داراى قانون اساسى نيست.
١٧- چون مالكيّت از حقوق محترمه و مقدّسه است، كسى را از آن محروم نتوان كرد، مگر آنكه مصالح عمومى ايجاب كند و قانون ضرورت آن را تأييد كند، در اين صورت باز بايد قبلا خسارت مالك، عادلانه جبران شود.[١]
[١] - مرتضى راوندى/ تفسير قانون اساسى ايران/ ١٨- ٢٠ و/ ٢٣.
و كتاب سازمان ملل متّحد در عمل جلد ٢/ ٤٥٣- ٤٥٤ با اختلاف در متن، احتمالا نقل به مضمون به كار رفته است.