حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٢٢٧
قسمت دوم- شناخت ولايت
١- مفهوم ولايت در لغت و اصطلاح
(١) ولايت «به فتح واو» در اصل لغت- همچنانكه در قاموس و مجمع آمده است- مصدر و به معناى ربوبيّت و نصرت است؛ مانند سخن خداوند كه مىفرمايد: هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ ....[١] و «به كسر واو» اسم مصدر است و به معناى امارت و رياست مىباشد.
اما در اصطلاح فقهى به معناى سلطه بر ديگرى و يا ديگران از لحاظ جانى و يا مالى يا هر دو، به حكم عقل و يا شرع و به عنوان اصلى و يا عارضى (و به عنوان اوّلى و يا ثانوى).
و غالبا «ولايت» به لحاظ رعايت مصالح فردى و يا اجتماعى «مولى عليه» (افرادى كه تحت ولايت هستند) جعل و تشريع شده است. به خلاف «حق» كه همواره به رعايت مصالح ذيحق است؛ مانند: ولايت پدر بر فرزند كه براى رعايت مصالح فرزند است، ولى حقوق زوجين بر يكديگر به ملاك مصالح ذيحق (زوج يا زوجه) مىباشد.
٢- اقسام ولايت
(٢) ولايت از ديدگاههاى مختلف، داراى اقسامى است:
الف- مخصوص و غير مخصوص:
(٣) يكى از تقسيمات «ولايت» تقسيم آن به ولايت مخصوص و غير مخصوص است. بدين صورت كه برخى از فقها- مانند علّامه در تذكره (ج ٢/ كتاب نكاح/ ص ٥٨٦)- موجبات و اسباب ولايت را پنج چيز شمرده و مخصوص بدان دانستهاند:
١- ولايت پدر نسبت به فرزند.
[١] - كهف/ ٤٤.