حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٢٣
است و از اين روى، سلطنت مشروطه در مقابل سلطنت مطلقه قرار دارد؛ همان سلطنتى كه بدون قيد و شرط است كه همان مفهوم «استبداد» را در بر خواهد داشت. سلطنت مشروطه را نيز به دو نوع تقسيم كردهاند: «مشروطه پارلمانى» و «غير پارلمانى» كه در نوع اوّل بايد وزرا از اشخاصى كه مورد اعتماد اكثريت پارلمان (مجلس) هستند انتخاب شوند، ولى در نوع دوم، چنين شرطى وجود ندارد.[١]
٣- حكومت استبدادى
(١) حكومتى است كه يك نفر به تنهايى حكومت كند بدون قانون؛ هر چيزى را مطابق اراده و هوا و هوس خود انجام دهد.
دوم: تقسيم پنجگانه
(٢) ١- حكومت فردى.
٢- حكومت گروههاى خاص.
٣- حكومت ملّى.
٤- حكومت جمعى يا شعور طبقه توليدى (سوسياليسم).
٥- حكومت دموكراسى (اكثريت يا مردم سالارى).
١- حكومت فردى
(٣) «حكومت فردى» عبارت است از حكومت يك فرد بر ملت كه خود، قانون وضع كند و قدرت اجرا و قضا نيز در دست او باشد و چنين حكومتى را حكومت ديكتاتورى نيز مىگويند و به گونهاى نيز حكومت استبدادى است. ولى استبداد در جعل قانون و اجراى آن نه استبداد فوق قانون.
هنگامى كه فردى، نيرومند مىشود و حكومت يك كشور را در دست مىگيرد و به ميل و اراده خود، آن كشور را اداره مىكند، به آن مرد، «ديكتاتور» مىگويند، حكومت
[١] - ترمينولوژى حقوق، ص ٣٦١- ٣٦٢.