حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٦١٢
محدود به فقيه ثقه مىباشد.
معنا و مفهوم «ولايت فقيه» بر صغير اين است كه مىتواند حقوق مالى و غير مالى او را مانند حقّ شفعه، حقّ خيار، دعواى غبن، قسم دادن و ردّ قسم در موارد دعاوى و حقّ قصاص و امثال آن را كه متعلق به صغير است به نفع او عمل كند، بلكه در صورت مصلحت مىتواند او را به شغل و كسبى واداشته و اجرت او را به نفعش نگهدارى نمايد.[١]
٢- ولايت فقيه بر مجنون و سفيه
(١) در كتاب «حجر»[٢] ولايت حاكم بر مجنون و سفيه در صورت نبود پدر و جد مورد بحث قرار گرفته است.
٣- ولايت فقيه بر مغمى عليه و مست
(٢) مورد فوق، ملحق به مجنون شده و از باب تنقيح مناط، دليل ولايت فقيه بر مجنون شامل اين دو نيز مىشود.
٤- ولايت فقيه بر مفلّس (ورشكسته)
(٣) فقها در كتاب مفلّس[٣] گفتهاند كه حاكم شرع ولايت بر تحجير مفلّس (مديونى كه
[١] - درباره ولايت فقيه بر تزويج صغيره اختلاف نظر وجود دارد كه مىتوان به كتاب نكاح مراجعه نمود، از جمله جواهر ٢٩/ ١٨٨ به بعد. منهاج ٢/ ٢٥/ م ٨١. تحرير الوسيلة ٢/ ٣٩٤/ م ١١.
[٢] - منظور از« حجر» عبارت است از منع از تصرّف و« محجور» يعنى شخصى كه ممنوع از تصرّف در اموال خود باشد، مانند: صغير، مجنون، سفيه و امثال آن.
درباره ولايت فقيه بر موارد ياد شده مىتوان به جواهر ٢٦/ ١٠٣/ كتاب الحجر و تحرير الوسيله ٢/ ١٤/ م ١٤ و ص ١٥/ م ١( كتاب الحجر). منهاج ٢/ ١٩٥/ م ٨٤٧( كتاب الحجر) رجوع نمود.
[٣] -« مفلس»( به كسر لام) يعنى كسى كه بىپول شده است و« مفلس»( به فتح لام و تشديد آن) در اصطلاح عبارت است از مديونى كه شرعا از تصرّف در باقيمانده از اموالش ممنوع شده باشد( جواهر ٢٥/ ٢٧٨- ٢٨٨).