حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٣٩٧
احاديث نام و نشان امامان معصوم را بيان فرموده است.[١]
ب- ناقلين حديث
(١) احتمال دوم اينكه: مراد از «روات حديث و سنّت»، همان ناقلين و محدثين باشند، نه خصوص فقها و دانشمندان اسلامى چه آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را به اين صفت معرفى نمود: «يروون عنّى أحاديثى و سنّتى؛ خلفاى من راويان حديث و سنّت من مىباشند» و اين گونه افراد به طور مسلّم داراى ولايت فقيه نيستند؛ زيرا داراى مقام اجتهاد و فقاهت نمىباشند، بنابراين، منظور از خلافت فقط خلافت در تبليغ و بيان احكام است، نه خلافت در ولايت تصرف و امثال آن.
اين دو احتمال كاملا در دو طرف افراط و تفريط قرار دارند، اوّلى: «امامان»، دومى:
ناقلان حديث.
پاسخ:
اوّلا: در برخى از نسخههاى حديث مورد بحث اين جمله نيز اضافه شده است «فيعلّمونها الناس من بعدى» يعنى: «سنت مرا به مردم ياد مىدهند» و بديهى است كه مرحله تعليم سنّت توأم با بررسى كامل انجام خواهد گرفت و اين همان مرحله فقاهت
[١] - مرحوم شهيدى در حاشيه مكاسب صفحه ٣٢٩ در نفى اين احتمال( احتمال اراده امامان معصوم از خلفا در حديث فوق) مىگويد: امام صادق عليه السّلام گفتار رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم« اللّهمّ ارحم خلفائى» را تطبيق به« ابان بن تغلب» نموده و بدين وسيله او را تجليل فرموده است و اين خود شاهد است كه مراد از خلفا« فقها» هستند امثال« ابان» نه امامان معصوم عليهم السّلام. تتمّه كلام مرحوم شهيدى: البته تنها در تبليغ احكام كه قدر متيقّن از اطلاق است.
البته اصل مطلب- همانگونه كه در متن بيان شده است- صحيح است، ولى تطبيق درباره ابان از امام صادق عليه السّلام صورت نگرفته و اين اشتباه از نقل دو حديث پياپى از صدوق( در كتاب وسائل ١٨/ ٦٥/ ح ٤٩ و ٥٠ كتاب القضاء) صورت گرفته و گمان شده است كه هر دو يك حديث هستند و حال آنكه دو حديث جداى از هم مىباشند. مراجعه شود به وسائل و كتب صدوق: الفقيه و المجالس( امالى) چنانچه اشاره شد.