حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ١٠
انحرافى علاوه بر شيوع بىعدالتىهاى اجتماعى نشأت گرفته از سلطنت و حكومت به شيوه طاغوت، موجب آن شد كه جامعه مسلمين، وحدت و يكپارچگى خود را از دست داده و به جوامع و حكومتهاى متعدد تقسيم شد و منافع فردى و عشيرهاى و ديگر مصالح سياسى و دنيايى، مرزهاى نفاق باطنى و جدايى جغرافيايى را بين مسلمين ايجاد كرد و در نتيجه زمينه را براى سيطره و تسلّط استعمار در قرون گذشته و سلطهجويان و صاحبان زور و سلاحهاى مرگبار آماده و هموار ساخت و بدين ترتيب نه تنها معنويت والاى اسلامى و احكام حقّه الهيه متروك و تحريف شد، بلكه منابع سرشار مادى- كه خداوند براى زندگى مرفّه مسلمين در سرزمينهاى آنان ذخيره ساخته بود- به بازار دشمنان دين، سرازير گرديد و به يغما رفت و زمامداران جوامع مسلمين كه بايد مدافع منافع آنان باشند به مزدوران خودباخته بيگانگان، تبديل شدند.
با وجود چنين انحراف تأسفبارى، در تمامى دوران پس از غيبت حضرت صاحب الأمر عليه السّلام علماى شيعه نه تنها با تمامى قدرت كوشيدند تا سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه معصومين عليهم السّلام را حفظ و احيا كنند- بلكه در كوران ناعدالتيها و سيطرههاى طاغوتى و انحرافات ناهنجار، تنها قدرتى بودند كه در برابر حكومتهاى جائر، مقاومت ورزيده و كوشيدند تا با اعتصام به ريسمان الهى و با احساس مسئوليتى كه كتاب و سنت به عهده آنان گذاشته بود، از اضمحلال كامل سنن و احكام اسلام و در هم پاشيدن انسجام امّت مسلمان، جلوگيرى كنند و با نثار قربانىهاى فراوان راه و روش پيامبران را ادامه دهند.
روشن است كه پس از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رهبرى مسلمين- به استناد نصوص محكم و تأكيد وحى- به عهده حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و سپس ائمه معصومين عليهم السّلام گذارده شده بود. انحراف حكومت اسلامى از مسير حقّه خود توسط ايادى مخالفين، اين حكم محكم الهى را ظاهرا به محاق تعطيل كشيد، ولى دوام اين رهبرى در چهارچوب حيات شيعه تاكنون همچنان به قوّت خود باقى مانده و جامعه شيعه چه آشكارا و چه نهان، گردن اطاعت بر اين فرمان نهاده است. با آغاز غيبت صغراى حضرت بقية اللّه الاعظم- ارواحنا فداه- خود آن جناب، رهبرى امّت را به نوّاب خاصّ خود كه چهار تن