حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٣٥٥
(١) شايد همين مطلب را از گفتار امام باقر عليه السّلام كه در صحيحه محمّد بن قيس از ابى جعفر عليه السّلام نقل گشته، بتوان استفاده كرد:
قال: «اذا شهد عند الامام شاهدان انّهما رأيا الهلال منذ ثلاثين يوما امر الامام بافطار ذلك اليوم ...».[١] «اگر دو نفر شاهد نزد امام شهادت دادند كه سى روز پيش از اين، ماه را ديدهاند، امام امر مىكند كه (مردم) در آن روز افطار كنند ...».
از اين حديث به خوبى بر مىآيد كه حكم به افطار در خور شأن امام است؛ زيرا امام- در اصطلاح اخبار- به معناى پيشوا و رهبر است و از فقيه تحت عنوان «راوى حديث» يا «عالم» ياد شده است، نه امام. و در برخى از موارد اگر چه كلمه «امام» به كار رفته است مانند «امام جمعه و جماعت» ولى در مورد حديث فوق، چنين احتمالى وجود ندارد،[٢] علاوه آنكه امام در نماز نيز به معناى پيشوا در اين عمل خاص است.
و نيز تعبير به «ذاك الى الإمام»؛ يعنى: «اختيار تعيين زمان افطار و روزه با امام است».
در احاديث ديگرى[٣] رسيده است كه خواهد آمد.
همچنين در زمينه «حكم امام» مىتوان به حديث اعرابى استناد كرد:
«انّ ليلة الشّكّ اصبح النّاس فجاء اعرابىّ فشهد برؤية الهلال، فأمر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مناديا ينادى: من لم يأكل فليصم و من اكل فليمسك».[٤]
[١] - وسائل الشيعة ٧/ ١٩٩/ باب من اصبح يوم الثلاثين من شهر رمضان صائما ثمّ .../ ح ١.
[٢] - در حدائق ١٣/ ٢٦٠ در بررسى حديث مزبور علاوه بر آنچه را كه در متن گفتيم، مىگويد:
« احتمال اعمّ بودن كلمه« امام» نسبت به ائمه جور و خلفاى عامّه كه امور مسلمين را در دست گرفته باشند نيز داده مىشود، ولى بعيد به نظر مىرسد كه امام عليه السّلام حكم خلفاى جور را هر چند در مثل هلال، تنفيذ واقعى نمايد، مگر از راه تقيه كه در احاديث ديگر بدان اشاره شده است كه در متن، يادآور شديم».
[٣] - منظور، حديث رفاعه است( وسائل الشيعة ٧/ ٩٥/ ح ٥/ باب ٥٧ جواز الافطار للتقية) و احاديث ديگر نزديك به همين مضمون مانند ح ٤، ٦، ١ و ٧.
[٤] - به نقل از كتاب معتبر در مسأله وقت النية فى الصوم و قريب به همين مضمون حديث عكرمه از ابن عباس به نقل از كتاب مبسوط سرخسى ٣/ ٦٢ به نقل از پاورقى مستمسك ٨/ ٢١٤).
حديث فوق از لحاظ سند مرسل است و امّا اعتبار قول اعرابى ممكن است بر پايه كفايت عدل و يا ثقه واحد باشد يا موجب علم و يقين شده باشد.