حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٩٤
پس از روشن شدن مطالب ياد شده اكنون به بررسى مراحل ولايت تشريعى پيغمبر و امام عليه السّلام مىپردازيم.
گفتند: آرى، گواهى مىدهيم به تمام اين امور.
حضرت فرمود: خداوندا! تو گواه باش. سپس فرمود: اى مردم! آيا صدايم را مىشنويد؟
گفتند: آرى. (روايت ادامه دارد تا آنجا كه) حضرت دست على عليه السّلام را گرفت و بلند كرد، آن قدركه سپيدى زير بغل هر دو بزرگوار نمايان شد و على عليه السّلام را همه مردم شناختند، سپس فرمود: اىمردم! چه كسى نسبت به مؤمنين از خودشان سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. حضرت فرمود: همانا خداوند ولىّ (و سرپرست) من مىباشد و من ولىّ (و سرپرست) مؤمنان و من نسبت به آنان از خودشان سزاوارتر هستم، بنابراين، هر كس را كه من ولىّ (وسرپرست) او هستم، از اين پس على عليه السّلام ولىّ (و سرپرست) او خواهد بود، «اين سخن راحضرت سه بار تكرار كردند. و در عبارت امام احمد حنبل، رهبر حنابله هست كه حضرت چهاربار اين سخن را تكرار كرد». سپس فرمودند: خداوندا! ولىّ هر كس باش كه او را ولىّ خود قراردهد و دشمن بدار هر كس را كه با او دشمنى مىكند و دوست بدار هر كسى را كه او را دوستبدارد و مبغوض دار هر كسى را كه او را مبغوض بدارد و يارى نما هر كسى را كه او را يارى كند وخوار و ذليل گردان هر كسى را كه او را خوار بدارد و حق را هميشه و در همه جا با او قرار ده. آنگاهفرمود: آگاه باشيد كه اين خبر را تمام حاضران به غايبان برسانند ...».