حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٩٣
أنتم قائلون؟
قالوا: نشهد أنك قد بلّغت و نصحت و جهدت، فجزاك اللّه خيرا، قال: أ لستم تشهدون ان لا إله إلّا اللّه، و أنّ محمّدا عبده و رسوله، و انّ جنّته حقّ و ناره حقّ و أنّ الموت حقّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ؟
قالوا: بلى نشهد بذلك.
قال: اللّهم اشهد، ثم قال: أيها الناس أ لا تسمعون؟ قالوا: نعم ...
ثمّ أخذ بيد على عليه السّلام فرفعها حتى رئي بياض آباطهما و عرفه القوم أجمعون، فقال: أيها الناس من أولى الناس بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟
قالوا: اللّه و رسوله أعلم.
قال: إن اللّه مولاى و أنا مولى المؤمنين و أنا أولى بهم من أنفسهم فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه، يقولها ثلاث مرات- و فى لفظ أحمد إمام الحنابلة- أربع مرات، ثم قال: اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و أحبّ من أحبّه و أبغض من أبغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و أدر الحقّ معه حيث دار، ألا فليبلغ الشاهد الغائب ...».
«هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از نماز فارغ شدند براى ايراد خطبه در ميان مردم بپاخاستند و در روى جهاز شتران ايستاده و صداى خود را آن قدر بلند كردند كه همه مردم بشنوند، سپس فرمودند: ستايش مخصوص خداوند است و از او استمداد مىجوييم و به او ايمان داريم و بر اوتوكّل مىكنيم و از شرور نفسهايمان و زشتى كردارمان به او پناه مىبريم كه هيچ هدايتگرى براىشخص گمراه جز او نيست و هيچ گمراه كنندهاى براى شخص هدايت شده جز او نخواهد بود، ومن گواهى مىدهم كه هيچ خدايى جز اللّه تبارك و تعالى نيست و محمّد بنده و فرستاده اوست. امّا بعد، اى مردم! همانا خداوند مهربان و آگاه به من خبر داده است كه هيچ پيامبرى عمر نمىكندمگر به قدر نيمى از عمر پيامبر قبل از خود، و من نيز نزديك است كه خوانده شوم پس بايد كنم و قطعا مسئول خواهم بود و شما نيز مسئول خواهيد بود، پس در مقام جواب چهواهيد گفت؟ مردم گفتند: ما گواهى مىدهيم كه تو پيام الهى را ابلاغ كردى و حقّ خيرخواهى را به جاىآوردى و تلاش نمودى، پس خداوند به تو پاداش خير دهد. حضرت فرمود: آيا گواهى مىدهيد به يگانگى خداوند و اينكه محمّد بنده و فرستاده اوستو بهشت او و دوزخ او و مرگ حق است و اينكه قيامت خواهد آمد و هيچ ترديدى در آن نيست وخداوند بر خواهد انگيخت همه كس را از قبرها؟