حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٧٨
٥- از پردهنشينى و دورى از مردم خوددارى نمايد و خود را در معرض ديدار مردم قرار دهد.
٦- مصالح عامه مردم را بر مصالح گروه خاص مقدم بدارد و رضايت اكثريت را بر خواسته اقليتهاى خودخواه و راحتطلب مقدم بدارد.
٧- از مشورت با افراد بخيل و ترسو و حريص خوددارى كند؛ زيرا شور با اين گونه افراد، عواقب شومى در بر دارد كه به آنها اشاره فرموده.
٨- وزرا و كمككاران خود را از مردمان صالح و داراى حسن سابقه و صاحبان رأى و مؤمن انتخاب كند و از انتخاب اعوان الظلمه (خدمتگزاران به ستمكاران پيشين) خوددارى نمايد.
٩- سعى كند كه با مردم باتقوا و پرهيزكار دوستى برقرار كند.
١٠- نيكوكاران و افراد مفيد به جامعه را تشويق نمايد.
١١- در اخذ حقوق دولتى از مردم نسبت به مردمان ناتوان و گرفتار تخفيف داده و با ايشان همراهى كند.
١٢- رضايت مردم را در عمل و ارائه خدمات جلب كند، نه تنها با حرف و سخنورى.
١٣- از همنشينى با علما و دانشمندان بهرهگيرى نمايد.
١٤- به داشتن مقام حكومتى مغرور نگردد؛ زيرا مقام بالاترى مراقب او است و خداى متعال مراقب همه است و خدا را در همه احوال ناظر بداند.
البته سفارشات آن حضرت به «والى» بيش از اين است و براى ارائه نمونه به همين مقدار اكتفا نموديم، تا فرصتى مناسب. اما در قسمت دوم، مردم را به هشت صنف تقسيم فرموده به اين صورت:
١- ارتش. ٢- كارمندان دولت. ٣- قضات. ٤- مأمورين وصول درآمدهاى دولتى.
٥- جزيهدهندگان (اجانب مقيم در كشور اسلامى). ٦- خراجدهندگان (استفاده كنندگان از زمينهاى دولتى). ٧- تجار و صنعتگران. ٨- فقرا و عقب افتادگان.
نسبت به هر كدام توضيحات و سفارشاتى فرموده و دستورات ارزندهاى بيان داشته كه با مراجعه به اين عهدنامه ارزش آن روشن مىگردد.