حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٥٦١
٣- اساس و منشأ قدرت حكومت، اراده مردم است، اين اراده بايد به وسيله انتخاباتى ابراز گردد كه از روى صداقت و به طور ادوارى، صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومى و با رعايت مساوات باشد و با رأى مخفى يا طريقهاى نظير آن انجام گيرد كه آزادى رأى را تأمين نمايد.
«مادّه بيست و دوّم»:
(١) هر شخصى به عنوان عضو اجتماع نسبت به امنيّت اجتماعى داراى حقّ است و مىتواند از حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى كه براى حيثيّت و شئونات او لازم است در سايه مساعى ملّى و همكارى بين المللى و با رعايت سازمان و منابع هر كشور استفاده كند.
«مادّه بيست و سوم»:
(٢) ١- هر شخصى حقّ كار و انتخاب آزادانه با شرايط عادلانه و رضايتبخش و حمايت در مقابل بيكارى دارد.
٢- همه بدون هيچ تبعيضى براى يك كار مساوى حقّ مزد مساوى دارند.
٣- هر كسى كه كار مىكند حقّ دريافت مزد عادلانه و رضايتبخش دارد كه براى او و خانوادهاش يك زندگى موافق حيثيّت بشرى كه عند الاقتضاء از تمام وسايل ديگر حمايت اجتماعى نيز برخوردار باشد تأمين كند.
٤- هر كس حقّ دارد كه به كمك ديگران براى خود اتحاديه تأسيس كنند و يا براى دفاع از منافع خود، به اتحاديه بپيوندد.
«مادّه بيست و چهارم»:
(٣) هر كس حقّ استراحت و بيكارى دارد و مخصوصا بايد مدّت كار او با مرخصى قانونى با استفاده از حقوق توأم باشد.
«مادّه بيست و پنجم»:
(٤) ١- هر شخصى نسبت به آن مقدار وسايل زندگى كه براى تأمين سلامت و رفاه او و خانوادهاش مخصوصا براى خوراك و پوشاك و مسكن و مراقبتهاى پزشكى و همچنين