حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٥٢٢
كه يك عمل ارادى است، داراى قواعد تغييرناپذيرى مىباشد، (١) مگر در حالت استثنايى كه به صورت معجزه و خرق عالم طبيعت و يا فرمان خاص، پديدهاى به وجود آيد كه آن خود نيز داراى قواعد خاصّ به خود و استثنايى است.
حال اگر بگوييم كه پروردگار عالم بدون اين قواعد، قادر است بر اين جهان منظم فرمانروايى كند صحيح نيست؛ زيرا خلقت و جهان بدون قاعده پايدار نخواهد ماند، و فرمانروايى مطلق و بدون قاعده شايسته و در خور مقام الوهيت كه مىخواهد موجودات تحت نظم به وجود آيند، نيست. خداى عزيز در آيات بسيارى از قرآن به نظم عالم طبيعت اشاره فرموده از جمله:
- ... وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً.[١] «همه چيز را (خدا) آفريده است و اندازه معيّنى به آن عطا فرموده».
- سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ.[٢] «منزّه است خدايى كه جفتها را در همه چيز آفريده، از آنچه را كه زمين مىروياند و از خود انسانها و آنچه را كه نمىدانند».
(٢) درباره خلقت منظّم انسان مىفرمايد:
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ* ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.[٣] خداى تعالى اين قانون طبيعت را در موجودات اين جهان قرار داده تا راه خود را به سوى كمال لايق با نظم خاص بپيمايند و من باب مثل شاخه گل به حدّ كمال لايق به خود
[١] - فرقان/ ٢.
[٢] - يس/ ٣٦.
[٣] - مؤمنون/( ١٢- ١٤):« و همانا ما آدمى را از گل خالص آفريديم، پس آنگاه او را نطفه گردانيده و در جاى استوار( صلب و رحم) قرار داديم، آنگاه نطفه را علقه( خون بسته) و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان و سپس بر استخوانها گوشت پوشانيديم پس از آن خلقتى ديگر( در آن روح) ايجاد نموديم، آفرين بر قدرت كامل بهترين آفريننده».