حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٥
مقدّمه دفتر
قرآن كريم:
وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا[١].
«هرگز خداوند كافران را بر مؤمنان مسلّط نساخته است».
بىشك، دين مقدّس اسلام- كه ضامن سعادت دنيا و آخرت انسان مىباشد- داراى حكومت است كه در اصطلاح، «حكومت اسلامى» ناميده مىشود؛ زيرا سعادت در دنيا- كه زمينهساز سعادت آخرت است- نياز به تنظيم حيات اجتماعى دارد و تنظيم حيات اجتماعى بدون نظام، ممكن نيست و نظام هم بىحكومت، سامان نمىيابد.
مسأله «ولايت فقيه» كه امروزه در سطحى گسترده مطرح مىباشد بر پايه حكومت اسلامى استوار است. بىهيچ بحث و گفت و گويى و در طور تاريخ فقاهت شيعه، همواره اين موضوع مدّ نظر فقها بوده و جايگاه خاص خود را داشته است.
اما از آنجا كه در عصر كنونى حكومت اسلامى به دست فقيهى بزرگ و مرجعى آگاه؛ يعنى حضرت امام خمينى رحمه اللّه برقرار گرديد و يكى از اصول مسلّم و مهم قانونى آن «ولايت مطلقه فقيه» به شمار آمد؛ دشمنان، كجانديشان و غير متخصّصان، آن را زير سؤال برده و از آن تفسيرهاى ناروايى نمودند. از اين رو، دانشمندان و فرزانگان به تبيين آن پرداخته و به اشكالها و توهّمات برخى از ناآگاهان و يا غرضورزان، پاسخى
[١] - نساء/ ١٤١.