حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٤٩
(١) بدين ترتيب اكثريّت اسلامى، نزديكترين راه به واقعيات و شناخت حقيقت است. و جز اين راهى نيست، مگر آنكه اقليّت با منطقى قويتر پيش بيايد كه در اين صورت اكثريّت را به سوى خود جلب خواهد نمود و باز اكثريّت و منطق با هم توأم خواهند شد و در نتيجه: ايده اسلامى كه انتخاب احسن است، توأم با اكثريّت به وجود خواهد آمد.
يك نمونه: يكى از نمونههايى كه مىتوان براى مثال ذكر كرد داستان «جنگ احد» است.
در تفسير آيه: وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.[١] «ياد كن (اى محمّد!) گاهى را كه (از مدينه) خارج شدى تا آنكه براى مؤمنين جايگاه (جنگ و) كشتار (با كفّار) را آماده كنى و خدا شنوا و داناست (سخن مردم را مىشنود و انديشه آنان را مىداند)». چنين آمده است: «هنگامى كه كفّار به مدينه حمله كردند، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اصحاب و ياران خود را جمع نموده و با آنان مشورت كرد كه چگونه با مهاجمين روبرو شوند، يكى از حاضرين به نام «عبد اللّه بن ابى» گفت: «يا رسول اللّه! بهتر اين است كه ما در مدينه بمانيم و جنگ را در داخل كوچه و خيابانهاى شهر بكشيم، تا همه افراد از پير و جوان، زن و مرد، از بالاى بامها و درب خانهها و سر كوچهها شركت كنند و از همه وسايل حتى سنگ و چوب استفاده كنيم؛ چون چنين كنيم به طور حتم بر دشمن غلبه خواهيم كرد و او را از پاى در خواهيم آورد، ما هيچگاه چنين نكرديم مگر آنكه بر دشمن پيروز شديم و بر عكس چون از شهر خارج شديم و سنگرهاى خود را از دست داديم، دشمن بر ما غالب شد».[٢] و برخى نوشتهاند كه «رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز به اين رأى تمايل داشت و يا آنكه اصرار مىورزيد»،[٣] ولى «سعد بن معاذ» و پيروانش (طايفه اوس) كه اكثريّت جلسه را تشكيل مىدادند با اين رأى مخالفت
[١] - آل عمران/ ١٢١.
[٢] - المغازى ١/ طبع مؤسسه اعلمى- بيروت، ص ٢١٠.
[٣] - تاريخ طبرى ٢/ چاپ ليدن/ ١٣٥٨ ه، ص ١٨٩.