حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٤٢
٤- بازگشت حق تقدم اكثريّت عددى- از آن جهت كه اكثريّت است- به اقليّتى كه در نتيجه اعمال قدرت و زور از طريق اكثريّت و سلب آزادى از اقليّت و محروميّت آن، به وجود آمده است.
٥- ركود جامعه و توقف آن در يك حالت جمود اخلاقى و فرهنگى و ايجاد سنن نامطلوب در ملّيتهاى عقب افتاده.
٦- بازشدن راه سلطه اجانب بر كشور از طريق اكثريّت ناآگاه و يا خائن.
٧- ظلم به افراد دانشمند و آگاه كه رأى ايشان با افراد ناآگاه و بىتجربه و بىسواد يكسان به حساب خواهد آمد و اين بزرگترين خطر را در بر خواهد داشت و تكثير عدد بدين وسيله اين اشكال را بر طرف نخواهد كرد در حالى كه رأى يك دانشمند آگاه مىتواند ارزش رأى ملّتى را داشته باشد.[١] ٨- لزوم عمل به خواست اكثريّت هر چند بر خلاف مصلحت باشد مانند خواسته شرابخوارى، قماربازى و آزادى فحشا و امثال آن، با اينكه با منطق عقل به هيچ وجه سازگار نيست و لذا اسلام مصلحت را در نظر مىگيرد نه خواست اكثريّت را و عموما اكثريّت ناآگاه در قرآن كريم مورد مذمّت قرار گرفته است.
اسلام و اشكالات فوق
(١) اين اشكالات در روش دموكراسى مطلق (دموكراسى منهاى اسلام) به وجود مىآيد. و امّا اسلام تمام اين مشكلات را پيشبينى مىكند و دموكراسى اسلامى،
[١] - چنانكه در قرآن كريم نيز بدان اشاره شده:
\i إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ\E،( نحل/ ١٢٠).
« ابراهيم( به تنهايى) يك امّت بود مطيع فرمان خدا و خالى از هر گونه انحراف و هرگز از مشركان نبود».
ممكن است كه اطلاق« امت» به جناب ابراهيم عليه السّلام به اين سبب باشد كه آن حضرت در آن زمان كه هيچ خداپرستى در محيطش نبود و همگى در منجلاب شرك و بتپرستى غوطهور بودند، تنها موحّد و يكتاپرست بود، پس او به تنهايى امّتى و مشركان محيطش، امّت ديگر بودند.