حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه - موسوى خلخالى، سيد محمد مهدى - الصفحة ٣٩٨
خواهد بود.
ثانيا: منظور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از جمله مزبور، روايت حديث و سنّت واقعى است، نه ظاهرى و صورى و به دست آوردن سنّت واقعى آن حضرت جز با تحقيق و بررسى كامل- از لحاظ روايات معارض و روايات تقيهاى و معارض با قرآن و سپس طرح اخبار نادرست و غير ذلك از مقدّمات به دست آوردن سنّت واقعى- عملى نخواهد شد و اين باز همان معناى فقاهت را مىدهد.
علاوه آنكه: تنها نقل حديث- بدون فهم و درك آن- موجب شايستگى خلافت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىباشد.
ج- فقها
(١) احتمال سوم: عبارت است از آنكه منظور از «روات حديث و سنّت» «فقهاى حديث و سنّت» بوده باشند، مخصوصا با در نظر گرفتن اين جمله در ذيل حديث:
«فيعلّمونها الناس من بعدى» كه مفهوم «عالم» را مىرساند.
نيز در حديث قطب راوندى به اين مضمون آمده است:
«عن النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال: رحمة اللّه على خلفائى، قالوا: و ما خلفاؤك؟ قال: الّذين يحيون سنّتى، و يعلّمونها عباد اللّه، و من يحضره الموت و هو يطلب العلم ليحيى به الإسلام فبينه و بين الأنبياء درجة».[١] قطب راوندى در كتاب «لب اللباب» از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حديثى به اين مضمون در رابطه با حديث مورد بحث نقل مىكند كه:
«رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: رحمت خدا بر خلفاى من. گفتند (اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم!) خلفاى شما چه كسانى مىباشند؟ فرمود: آنان كه سنّت مرا زنده مىكنند و به بندگان خدا مىآموزند و كسى كه مرگ او برسد، در حالتى كه طلب علمى مىكند كه اسلام را بدان
[١] - مستدرك الوسائل ١٧/ ٣٠٠/ باب ٨ من ابواب صفات القاضى/ ح ٤٨ ط مؤسسه آل البيت عليهم السّلام- قم.